مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 25 فروردین ماه سال 1389
درآمد اینترنتی
نوشته شده توسط پویا در ساعت 17:19
موضوع: کار و تجارت
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
یکشنبه 4 بهمن ماه سال 1388
معرفی پورتال فروش ارس - خرید اینترنتی - فروش اینترنتی - خرید پستی
نوشته شده توسط پویا در ساعت 14:19
موضوع: کار و تجارت

فروش انواع نرم افزارها و فیلم ها اعم از مستند و سریال و سینمایی و کارتون

به همراه فروش اینترنتی نرم افزارهای آموزشی و حتی می توانید موسیقی نیز خریداری نمایید. بازی و سرگرمی و کتاب و نرم افزار موبایل هم بخش دیگری از این فروشگاه اینترنتی را تشکیل می دهند:

پورتال فروش ارس


این هم آدرس این فروشگاه آنلاین:

www.arasportal.com



چهارشنبه 12 تیر ماه سال 1387
هر آنچه را که می‌پسندید از یوتیوب جدا کنید!
نوشته شده توسط پویا در ساعت 07:18

به اشتراک گذاشتن یک ویدیو از یوتیوب کار خیلی ساده‌ای است. ساده ترین راه ممکن این است که لینک آن ویدیو را به طرف ایمیل کنید اما به غیر از این کار ، خیلی راحت می‌شود ویدیو ها را در وبلاگ ها ، سایت ها ، پروفایل های سایت هایی مثل فیس بوک و… هم به اشتراک گذاشت. این موضوع جدیدی نیست ، اما آیا تا به حال خواسته‌اید که فقط قسمتی از یک ویدیو را ببینید و با کسی به اشتراک بگذارید؟ با توجه به سرعت فوق العاده‌ی اینترنت های ایران (که حتی برای دانلود یک کتاب ۵۰ صفحه‌ای کافی است!!) مطمئنم پاسختان مثبت است.

از طریق سایت Splicd می‌توانید فقط تکه‌ای خاص از یک ویدیو را جدا کنید و ببینید یا با دیگران به اشتراک بگذارید. بدون اینکه نیازی به لود شدن سایر قسمت ها باشد.

مثلآ من می‌خواهم یک تکه از مصاحبه‌ی آقای Larry King با احمدی نژاد را جدا کنم. لینک اصلی این ویدیو در یوتیوب www.youtube.com/watch?v=oUtnFGIjzAo است.

وارد سایت Splicd می‌شوم و لینک ویدیو و محدوده‌ای که می‌خواهم جدا کنم را به صورت زیر وارد می‌کنم.

حالا تکه‌ی جدا شده را خیلی راحت و سریع می‌توانم ببینم و یا آن را از طریق لینک جدیدی که Splicd بهم می‌دهد با دیگران به اشتراک بگذارم.


چهارشنبه 15 خرداد ماه سال 1387
عادات صحیح اقتصادی
نوشته شده توسط پویا در ساعت 07:45
موضوع: رازهای موفقیت

پویایی اقتصادی فقط به زمانی که جیب هایتان پر از پول است، محدود نمی شود. هر چند در یک چنین مواقعی باید به شدت به آداب مالی خود توجه داشته باشید، اما به هر حال باید این توانایی را نیز داشته باشید که پول هایتان را همین حالا نیز به بهترین شیوه کنترل و  سپس سرمایه گذاری نمایید. بنابراین به جای اینکه نفستان در سینه حبس کرده و منتظر از راه رسیدن آن روز رویایی باشید که یک چک مبلغ بالا نصیبتان شود، همین حالا شیوه های صحیح نظارت بر مسائل اقتصادی را یاد بگیرید تا بتوانید خودتان را دارنده آن چک پر بها بکنید. در این مقاله چند نمونه از تکنیک های صحیح آداب مالی را برای شما ذکر می کنیم.

پرداخت خودکار

به جای اینکه انرژی خود را بیش از اندازه صرف کنید و به دنبال پاس شدن چک هایتان بروید و تمام مدت به آن فکر باشید که چگونه می توانید چند هزار تومان بیشتر پس انداز نمایید، اجازه دهید که سیستم های خودکار این کار را برای شما انجام دهند. چک حقوقتان را مستقیماً باید به حساب بخوابانید تا اولاً بیهوده به این بانک و آن بانک برای خورد کردن و یا نقد کردن پول ها نروید، و بعد هم بیش از اندازه اسکناس در جیبتان نباشد که در مواقع غیر ضروری هوس خرج کردنشان به سرتان بزند. می توانید به کارفرمای خود بگویید که حقوقتان را مستقیماً به حساب پس انداز و یا جاری شما بریزد. همچنین می توانید پول خود را در بازار بورس سرمایه گذاری کنید. بانک ها خدمات متفاوتی را برای شما فراهم آورده اند و به شما این اجازه را داده اند که پول هایتان را هر طور که خودتان تمایل داشته باشید در آنها پس انداز کنید.

از شعبه مرکزی بانک خود اطلاع داشته باشید

به جای اینکه هر بار نیار به پول دارید کنار باجه های خودپرداز بایستید، در طول هفته برنامه ریزی کرده و در طول ساعات اداری سری به شعبه اصلی بانکی که در آن حساب دارید بزنید. این کار هم شما را به کارکنان بانک معرفی می کند و هم از خرج کردن بیش از اندازه پول جلوگیری می نماید. همچنین با مراجعه به بانک دیگر هزینه های سیستم هوشمند بر شما متحمل نمی شود.

تنها یک کارت بانک را با خود حمل کنید

با هجوم کارت های بیشمار و بالا رفتن میزان استفاده از آنها، هیچ شکی وجود ندارد که ممکن است هر یک از شما بیش از یکی از آنها را داشته باشید. به هر حال هر نوع کارتی برای مصرفی خاص است و می توایند در موارد مختلف، از مزایای هر یک از آنها بهرمند شوید؛ اما به جای اینکه همه آنها را در کیف خود بگذارید، سعی کنید که تنها یکی از آنها را در کیف خود قرار دهید، تا بی دلیل وسوسه نشوید و همه پول هایتان را یکجا خرج نکنید و زمانی هم که به خرج و مخارج خود نگاه میکنید، اگر تنها یک کارت در دست خود داشته باشید خیلی راحت تر میتوانید دخل و خرج خود را با هم تطبیق داده و تصمیمی صحیحی در مورد نحوه خرج کردن پول هایتان اتخاذ نمایید. به دنبال کارت هایی باشید که مزایای بیشتری را در اختیار شما قرار می دهند. اگر به بانک بدهکار هستید، همیشه قصدهایتان را سر موقع پرداخت کنید و به اصطلاح خوش حسابی کنید تا خدمات گسترده تری به شما ارائه گردد.

حساب هایتان را تصفیه کنید

بیشتر افراد عادت ندارند که حساب های معوقه خود را چک کرده و آنها را تصفیه نمایند. این کار نه تنها شما را از نزدیک با بدهی ها و بستانکاری ها آشنا میکند، بلکه نوعی شیوه صحیح اقتصادی را به شما القا میکند که سبک بزرگان اقتصادی است. این حرکت یکی از تمرین های ابتدایی برای رساندن شما به درآمدزایی بیشتر است. همچنین این کار به شما کمک می کند که اگر بانک ها به طور ناخواسته هزینه های ناروایی را به شما تحویل کرده بودند، شما متوجه شده و جلوی آنها را بگیرید. حتی اگر هم هیچ گونه مشکلی را در مورد حساب های خود احساس نمی کردید، ما به شما پیشنهاد می کنیم که حساب های خود را به صورت ماهانه بررسی کنید تا همه چیز را در ذهنتان داشته باشید تا در صورت لزوم بتوانید به آنها استناد کنید.

به بانک سر بزنید

از آنجایی که چندی است استفاده از بانک های الکترونیکی روی کار آمده است هیچ شکی وجود ندارد که بسیاری از افراد ترجیح می دهند تا از این طریق واریزی ها و کارهای بانکی خود را دنبال نمایند. اگر سرتان خیلی شلوغ است سعی کنید که حداقل یک مرتبه در ماه به شعبه بانکی که درآن حساب دارید سر بزنید. با این کار هم خدمه و هم مدیران بانک بهتر شما را می شناسند. البته این امر هیچ چیز را برای شما تضمین نمی کند، اما زمانیکه شما وارد بانک شده و با تحویلدار صحبت می کنید، او می تواند شما را بهتر راهنمایی کرده و گزینه هایی را در اختیار شما قرار بدهد که به واسطه آنها بتوانید سود کمتری را به بانک پرداخت نمایید. از این گذشته زمانیکه یک ارتباط اجتماعی سالم و صمیمی میان شما برقرار شود، می توایند کارهایتان را راحت تر و سریع تر و با صرف هزینه های کمتر انجام دهید.

مراقب عملکرد اعتباری خود باشید

اعتبار بانکی شما رقمی است که نزد بانک نگهداری می شود و شما نمی توانید از آن اطلاع دقیقی داشته باشید. البته روش هایی هم وجود دارند که شما می توانید از طریق آن اطلاعاتی در مورد میزان اعتبار خود بدست آورید. گاهی اوقات با ثبت نام در سرویس هایی که گزارشی از عملکرد حساب ها و میزان اعتبار شما می دهند، میتوانید به طور دائمی میزان اعتبار خود را چک کنید. البته اگر همه افراد بخواهند در کلیه بانک ها اعتبار بالایی داشته باشند که نمی شود، به هر حال چک های برگشتی و بدهکاری همه جا وجود دارد و همین مسائل از اعتبار افراد می کاهند. به هر حال بد نیست که به میزان اعتبار خود نگاهی داشته باشید و ببینید که چگونه با پرداخت های به موقع می توانید میزان اعتبار خود را افزایش داده و موقعیت اقتصادی خود را ارتقا بخشید.

از نرم افزار استفاده کنید

امروزه نرم افزارهای بیشماری وارد عرصه های تجاری شده اند که به راحتی به شما کمک می کنند که بتوانید کلیه کارهایی که در بالا به آنها اشاره کردیم را در یک چشم به هم زدن انجام دهید. تخمین میزان بودجه، بررسی هزینه ها، تصفیه کردن، و برنامه ریزی بودجه بندی از جمله کارهایی می باشند که به راحتی با به گار گیری این نرم افزارها قابل انجام می باشند. نرم افزارهایی از قبیل Quicken هم برنامه های عظیم مدیریت اقتصادی را در اختیار علاقمندان قرا می دهند. بیشتر بانک ها و موسسه های مالی و اعتباری نیز به شما اجازه دانلود تراکنش هایی را می دهند که به واسطه آن بتوانید ذخیره کردن خسته کننده اطلاعات آماری و همچنین امکان بروز اشتباه را به طور کامل از بین می برند. برنامه های اینترنتی نیزمانند mint.com هم نیز انجام چنین کارهای را به عهده می گیرند و به راحتی به شما می گویند که با انجام چه کاری میتوانید پول بیشتری ذخیره کنید و یا چه کاری می تواند پول شما را زایل کند.

پول شناس باشید و آنرا درست خرج کنید

به جای اینکه انتظار داشته باشید که از آسمان برایتان پول برسد تا از وضعیت موجود نجات پیدا کنید، از چیزهایی کوچکی شروع کنید که فکر میکنید می توانید آنها راتحت کنترل خود در آورید، مانند این است که یک سکه 10 ریالی پیدا کنید و بعد تلاش کنید تا به واسطه آن به بالاترین درجات برسید؛ اما به خاطر داشته باشید که زمانیکه یک چیز به صورت عادت در شما شکل بگیرد، دیگر انجام دادن آن نیز به تلاش و کوشش نیاز ندارد. تمرین کردن عادات صحیح اقتصادی چیزی است که شما می توایند به آن افتخار کنید و روی آن حساب باز کرده و زمانی هم که سود باد آورده به سوی شما جاری شود، خیلی بهتر از گذشته می توانید روی آن برنامه ریزی کرده و در راه مناسب تری از آن استفاده کنید.

دلسوخته

 

چهارشنبه 15 خرداد ماه سال 1387
چیزی به نام شکست وجود ندارد
نوشته شده توسط پویا در ساعت 07:44
موضوع: رازهای موفقیت

"شکست" نقطه ی مقابل "موفقیت" نیست. ترجیحاً باید اظهار داشت که بهتر است نقطه ی متضاد موفقیت را عواملی نظیر بی تفاوتی و سهل انگاری در نظر بگیریم چراکه بی تفاوتی و بی مسئولیتی می تواند ما را در جاده توهم و بی میلی قرار دهد. در این شرایط بیهوده تلاش می کنیم و اهداف غیر واقعی برای خود قائل می شویم و متاسفانه نمی توانیم به خواست های خود جامه ی عمل بپوشانیم. از سوی دیگر اگر  بخواهیم موفقیت را بررسی کنیم باید اذعان بداریم که مقوله مذکور صرفاً در "رسیدن" و "ثمر یافتن" است که می تواند معنا پیدا کند.

اصلاً مهم نیست که با چه نوع محدودیت هایی روبرو هستیم و یا چه حدودی در پیش رویمان وجود دارد؛ اگر بخواهیم بر روی محدودیت ها و موانع برچسب شکست بزنیم، با این کار خود ارزش ذاتی و وجودیمان را از بین می بریم و توانایی تغییر شرایط را از دست خواهیم داد. باید توجه داشت که هنر فائق آمدن بر محدودیت ها را بیشتر میتوان به عنوان یک تمرین معنوی و روحانی در نظر گرفت. این امر به شما ارزش، احترام، و شان خاصی عطا می کند، و سبب می شود که خودتان را به عنوان یک پیشرو در مسیر سفر به سوی کسب موفقیت های بیشتر ببینید.

بسیاری از افراد قضاوت های نا آگاهانه و نسنجیده ای از خود و توانایی هایشان دارند و قادر نیستند که تصویر مناسبی از شخصیت فردیشان در ذهن بسازند. این قبیل افراد مسیر صحیح معنوی زندگی خود را پیدا نکرده اند و در برخی موارد شاهد آن هستیم که پس مانده های عاطفی مسموم گذشته را به دوش میکشند و به هیچ وجه قادر به زمین گذاشتن آنها نیستند. عموماً ماهیت وجودی افراد از دو جزء تشکیل می شود. از یک طرف قسمتی از وجودتان هست که به شما اجازه پیش روی نمی دهد و از سوی دیگر قسمت دیگری از وجودتان هم هست که شما را تشویق می کند تا موقعیت های جدید را در آغوش بگیرید. نیکوست تنشی که میان این دو جزء ایجاد می شود را نه تنها به منزله ی یک امتیاز ویژه محسوب کنید، بلکه باید آنرا به عنوان نوعی عرصه ی مولد که حاوی گونه ای تعادل و آرامش است نیز در نظر بگیرید. این قابلیت به شما کمک میکند تا بتوایند ارزیابی دقیقی از خواست ها و نیازهای خود داشته باشید.

البته رسیدن به تعادل و آرامش مبحثی نیست که بتوان به راحتی و با سرعت زیاد به آن دست پیدا کرد. برای رسیدن به مطلوب خود باید یک روند معقول آن هم در یک بازه ی زمانی معین را طی کنید. اصولاً طبیعت پالایش و پاکسازی روح بدین شرح است: تبدیل کردن همه ی محدودیت ها و تاریکی ها به روشنایی. همچنین طبیعت شفا و بهبودی نیز این چنین است: ریشه کن کردن علائم و الگوهای اخلاقی و رفتاری دست و پا گیر و روشن کردن این مطلب که چه کسی هستیم و چه کسی می خواهیم باشیم.

اما مسئله ای که باید بیش از پیش به آن توجه داشت این است که "شکست" متضاد "موفقیت" نیست. ترجیحاً می توان اظهار داشت که نقطه ی مقابل موفقیت، چیزی نیست جز بی تفاوتی و سهل انگاری. به این خاطر که بی تفاوتی ما را در جاده ی سهل انگاری و بی مسئولیتی قرار می دهد، سبب می شود تلاش بیهوده به خرج دهیم و اهداف غیر واقعی برای خود در نظر بگیریم. موفقیت سراسر رسیدن و ثمر گرفتن است. گاهی اوقات شاید برای رسیدن به موفقیت لازم باشد عقب نشینی کنیم تا بتوانیم به آرامش و سکون بیشتری دست پیدا کنیم، و شاید گاهی اوقات لازم باشد از پیشروی های یک سویه به سمت ناشناخته ها دست بکشیم. اگر هدف مورد نظر خیلی فراتر از دست یابی باشد و ما با تمام قدرتمان تلاش کنیم تا بتوانیم به آن دست بیابیم، می توانیم نتیجه بگیریم که موفقیت در همان تلاشی که می کنیم نهفته است، در همان طی کردن مسیر، در توانایی تلاش کردن، در استطاعت رسیدن به مطلوب، در کمالی که تمامیت جسم، ذهن، و قلبمان را محصور کرده و آنها را با هم همسو میکند تا هدفی را که می خواهیم دنبال کنیم.

در راه رسیدن به رشد معنوی، ما نمی توانیم روند پیشرفت خود را از روی میزان کارهایی که برای انجام دادن باقی مانده است، ارزیابی کنیم. چرا که ما هیچ وقت نمی توانیم بفهمیم چه مدتی طول کشیده تا ما برای چالشی که در حال حاضر با آن روبرو هستیم، آماده شویم. چالشی که حتی اگر ساده هم به نظر برسد، باز هم کاملاً سخت است و بیانگر گامی مهم در بالغ سازی روح بشریت به شمار می رود. نمیتوان گفت که ما در حال حاضر در کجای این مسیر رشد واقع شده ایم. ما نمی توانیم جایگاه فعلی خود را در مقام مقایسه با جایگاه دیگران مشخص کنیم. دلیلش کاملاً واضح است: شاید فردی را که ما می بینیم توانسته کارهایی را انجام دهد که ما نمی توانیم با موفقیت به پایان برسانیم ولی شاید در حوزه های دیگری دچار مشکل باشد که ما از آن بی اطلاع هستیم. چون نقاط ضعف آنها را به عینه نمی بینم، احساس می کنیم که اصلاً وجود ندارند.

هر کسی در مرحله ی رشد، بر چیزی غلبه می کند و از یک سطح به سوی سطوح دیگر گام بر می دارد تا در مسیر خود، رشد و تعالی عرفانی پیدا کرده و به نور و حقیقت دست پیدا کند. هیچ راه کمالی به غیر از این وجود ندارد. و این مسئله چیزی نیست که به شما بدهند یا اعطا کنند. باید آن را بدست آورید و این امر تنها با یک تصمیم ذهنی که با خود بگویید: "من باید آن را بدست آورم" میسر نخواهد شد. روح شما باید تمام مراحل تزکیه را تجربه کند.

انتقال از شکست به موفقیت شامل چه مراحلی است؟

سطوح گذر از شکست و رسیدن به موفقیت شامل چه مواردی می شود؟ ابتدا باید به خودتان آزادی بدهید؛ افزایش موفقیت شما به شدت و کثرت میزان آزادی هایی که برای خود قائل می شوید بستگی دارد. باید ببینید که تا چه اندازه می توانید خودتان را از قید و بندها و محدودیت ها نجات دهید. موفقیت فردی، مسئله ای نیست که تعریف خاصی داشته باشد، و یا بتوان برای آن استاندارهای جهانی قائل شد و سپس برای رسیدن به آن استاندارها تلاش نمود. زمانی به موفقیت دست پیدا خوهید کرد که با خودتان صادق باشید. باید این جرات را پیدا کنید که خودتان باشید و با تمام وجود درک کنید که در اعماق وجودتان چه چیزی نهفته است. باید ببیند که چشم های جهان به مقبولیت عام بیش از صداقت اهمیت می دهد. شاید تصور کنید که فرهنگ یا رسوم حاکم بر جامعه حیطه ای از موفقیت را نمایان می سازد، ولی همین استانداردهای مرسوم، برای سال بعد، نسل بعد، و دوره بعد تغییر پیدا می کنند و دیگر به عنوان موفقیت محسوب نمی شوند؛ اما استنباط ما از حقیقت و اینکه چه کسی هستیم همیشه می تواند مبین موفقیت باشد، چرا که با این دید کاری نکرده ایم جز اندازه گیری حقیقت و این حقیقت جویی و حقیقت شناسی تنها آزادی های بیشتری را برای ما به ارمغان می آورد، و ما را از روشنایی به سوی نورهای تابنده تر هدایت می نماید.

دلسوخته

 

چهارشنبه 15 خرداد ماه سال 1387
چگونه رهبری با نفوذ باشیم ؟
نوشته شده توسط پویا در ساعت 07:43
موضوع: کار و تجارت

دکتر جان سی مکس ول می گوید، "مقیاس واقعی رهبری و مدیریت، نفوذ است، نه کمتر و نه بیشتر." شایان ذکر است که جان سی مکس ول، متخصص مدیریت و رهبری در دنیای تجارت است.

برای مدیران طبیعی است که بخواهند هر چیز تازه ای درمورد رهبری را یاد بگیرند. بالاتر از درک و فهمیدن رهبری، این است که یاد بگیریم که رهبری امری است که با نفوذ و تاثیر سروکار دارد نه چیز دیگر.

اگر فکر میکنید که همه چیز را درمورد رهبری یادگرفته اید، تا اتمام این مقاله صبر کنید. دلیل اینکه باید یاد بگیریم که رهبری با مسئله قدرت نفوذ سروکار دارد این است که خودتان را در موقعیتی قرار خواهید داد که رهبری شوید که از نظر تخصصی و شخصیتی نفوذ بیشتری داشته باشد.

قبل از اینکه یادبگیریم که چرا رهبری با مسئله قدرت نفوذ سر و کار دارد، باید بفهمیم که رهبری و نفوذ هر کدام چه معنا و مفهومی دارند. رهبری به این شیوه تعریف میشود: قدرت هدایت و راهنمایی کردن، و مفهوم نفوذ نیز این است: توانایی تاثیر گذاشتن روی افراد به طوری که بدون اعمال زور و فشار، آنها را به انجام کاری ترغیب کنیم.

سه نکته مهم که به آن می پردازیم عبارتند از:

1. هیچکس ذاتاً رهبر به دنیا نمی آید.
2. باید بین رهبرانی که فقط این مقام را یدک می کشند و رهبران واقعی تمایز قائل شد.
3.  پرورش رهبران دیگر

قبل از هر چیز، متخصص رهبری و مدیریت، والتر بِنیس، می گوید، "بدترین و خطرناکترین تصور غلط درمورد رهبری این است که رهبران ذاتاً رهبر به دنیا می آیند و یک عامل ژنتیکی آنها را به سمت رهبری می کشاند. این باور یعنی مردم یا این قدرت را در خود دارند و یا ندارند. که واقعاً بی معنی است. درواقع، عکس این مسئله صحیح است. رهبران ساخته می شوند نه که به دنیا می آیند."

حق با والتر بنیس است، رهبران پرورش داده شده و تعلیم می یابند نه اینکه ذاتاً رهبر به دنیا بیایند. مردم تصور می کنند که مدیر عامل های کارخانه های بزرگ یا سوپراستارهای عرصه ورزش ذاتاً رهبر به دینا آمده اند، اما حقیقت ندارد. آنها سالها برای رسیدن به این درجه زحمت کشیده اند و مهارت آموخته اند.

پس چطور می توان رهبری بانفوذ شد؟ اگر یاد در تمام طول عمرتان فقط یاد بگیرید، می توانید رهبری بانفوذ شوید. افراد می توانند با مطالعه کردن و الگو قرار دادن سایر رهبران، رهبری بانفوذ شوند.

شرکت در سمینارها، مشاهده و گوش دادن به نوارهای آموزشی و فعالیت در کنفرانس های رهبری می تواند شما را به یک رهبر تعلیم دیده تبدیل کند.

برای تشخیص خود بعنوان یک رهبر بانفوذ، باید بتوانید تفاوت بین رهبرانی که فقط این مقام را یدک می کشند و رهبران واقعی را تشخیص دهید. دلیل اهمیت آن چیست؟

وقتی توانستید تفاوت بین رهبرانی که فقط این مقام را یدک می کشند و رهبران واقعی را تشخیص دهید، می توانید بفهمید که چه کسی مردم را هدایت می کند. مثال آن یک مدیرعامل است که این عنوان را یدک می کشد، اما حوزه نفوذ او به سایر رهبران موقعیتی محدود می شود.

از طرف دیگر، مدیریت منابع انسانی یک مقام و مامور فعال است. به عبارت دیگر، مدیریت منابع انسانی باید بتواند با سازمان های داخلی و خارجی و مردمی که میتوانند به ارتقاء شرکت کمک کنند، کار کند. مدیریت منابع انسانی یک رهبر واقعی است چون در کل سازمان نفوذ دارد و پرسش و پاسخ های مورد نیاز رهبران موقعیتی در دست آنهاست.

دفعه بعدی که در یک میتینگ شرکت داشتید، باید بتوانید بین رهبرانی موقعیتی و رهبران واقعی تمایز قائل شوید.

و آخر از همه به این نکته می رسیم که یکی از اولویت های رهبرای باید پرورش رهبرای دیگر باشد. اما چرا؟

رهبرانی که رهبران دیگری را پرورش می دهند، تاثیر بسیار بالاتری در سازمان خود میگذارند که به هیچ طریق دیگر  قابل حصول نیست، نه با افزایش منابع، نه با کاهش هزینه ها، نه با افزایش حاشیه سود، نه با آنالیز سیستم ها، یا اجرای سیستم های مدیریتی با کیفیت بالا و....

پرورش رهبران دیگر برای ارتقاء سطح کمپانی یا شرکتتان بسیار مهم و حیاتی است. اینکار باید جزء اولویت های شما باشد.

اگر رهبری بانفوذ باشید به شما قول می دهم که بتوانید به بهترین شکل سازمان یا شرکت خود را مدیریت و رهبری کنید و قوای انسانی خود را نیز به حد ماکسیمم برسانید. منتظر چه هستید، از همین امروز شروع کنید.

دلسوخته

 

چهارشنبه 15 خرداد ماه سال 1387
۷ شیوه برای جلوگیری از ولخرجی
نوشته شده توسط پویا در ساعت 07:42
موضوع: کار و تجارت
 

آیا آن قـدر ولخـرجی کرده اید که به همه مقروض شده اید؟
خوب نگران نباشیـد، شـما تـنها فـردی نیـستید کـه در یک
چنین شرایطی قرار گرفته است. زندگی مدرن به گونـه ای
است که خواه نا خواه ما را به سمت خرج کردن میکشاند.
بـه هر حال اگر می خواهید کلیه ی بدهی هایتان را صـاف
کرده و بـه آرامش ذهنـی دسـت پیـدا کنـید، بـاید به صورت
ریشـه ای بـا این مشکل برخورد کرده و جلوی ولخرجیـهای
بیهوده ی خود را بگیرید.

در این مقاله چند تکنیک به شما آموزش داده می شود که به واسطه ی آنها می توانید مانع از زیاده روی در خرج کردن پولهایتان شوید.

1- متوجه باشید که چه مقدار پول خرج می کنید

افراد بسیاری که به خرج کردن معتاد شده اند، دیگر متوجه نیستند که چه مقدار پول خرج می کنند. ابتدا باید دقت کنید که هر آیتمی که قصد خرید آن را دارید چه قیمتی دارد و برای خرید هر یک از آنها باید چه مبلغی را پرداخت کنید، این امر می تواند به شما کمک کند که حساب پول هایتان را داشته باید و ببینید آیا واقعاً به تمام چیزهایی که می خواهید بخرید، احتیاج دارید یا خیر. به عنوان مثال یک شب که بیرون می روید، ببینید چقدر خرج می کنید. گاهی اوقات افراد آنقدر پول نوشیدنی و غذای دوستان خود را حساب می کنند که اصلاً متوجه نمی شوند جیبشان خالی شده. این افراد زمانیکه به خانه بر می گردند احساس می کنند که باید مقداری از اسکناس هایشان را گم کرده باشند، غافل از اینکه تمام آنها را خرج دوستانشان کرده اند. شاید چیز گرانی هم نخریده باشند و فقط هزینه ی چای، قهوه، و بستنی و ... بچه ها را حساب کرده باشند؛ اگر با دقت بیشتری به این نوع خرج کردن های خود نگاه کنید، می بینید که اصلاً نیازی به خرید هیچ یک از آنها نبوده است.

2- تصمیمات آنی برای خرج کردن نگیرید

اگر شما جزء افرادی هستید که به طور آنی تصمیم می گیرند تا اجناس گرانقیمتی را خریداری کنند، باید بر روی این خصوصیت اخلاقی خود تجدید نظر کنید. اگر چیزی را می بینید که واقعاً خوشتان می آید و می خواهید آن را همان لحظه بخرید، یک لحظه صبر کنید، حداقل یک روز به خودتان وقت بدهید تا بیشتر روی خرید آن فکر کنید، شاید به این نتیجه رسیدید که اصلاً به آن نیازی ندارید. اگر هم به آن احتیاج داشته باشید بر می گردید و آن را تهیه می کنید. با انجام این کار فرصت پیدا می کنید تا اجناس مشابهی که از کیفیت بالاتری برخوردار هستند را نیز پیدا کنید.

3- به مکان هایی که به راحتی می توان پول خرج کرد نروید

اگر ما وقت زیادی را در مکان های خاصی صرف کنیم، خود به خود به سمت پول خرج کردن کشیده می شویم. این نوع پول خرج کردن ها صرفاً احساسی هستند. بنابراین باید سعی کنید تا آنجایی که می توانید اطراف مغازه های مورد علاقه تان پرسه نزنید. به پارک و یا جایی بروید که وسوسه پول خرج کردن به پایین ترین میزان خود برسد.

4- در زمان خرید اهداف خود را معین کنید

پیش از اینکه به قصد خرید خانه را ترک کنید، لیستی از تمام چیزهایی که به آن احتیاج دارید تهیه کنید. این کار بیانگر آن است که شما تنها چیزهایی را می خرید که به آن احتیاج دارید و اجناس را تنها به این خاطر که "خوشم آمد" نمی خرید. هیچ گاه بدون تعیین اهداف خرید، پا به بازارهای خرید نگذارید.

5- مایحتاج خود را اولویت بندی کنید

پیش از اینکه جنسی را بخرید، ببینید ارزش آن چقدر است و تا چه حد به آن احتیاج دارید. اگر این کار را واقع بینانه انجام دهید، آنوقت متوجه می شوید که از هر 10 آیتمی که یادداشت کرده اید، تنها به 8 مورد آن نیاز داشتید. اگر برای این کار یک روز به خودتان مهلت بدهید، آنوقت زمانی که برای خرید بیرون می روید، تنها چیزهایی را تهیه می کنید که واقعاً به آن نیاز دارید.

6- از روی عادت پول خرج نکنید

در اکثر موارد بیشتر ولخرجی های روزانه ما تنها از روی عادت شکل می گیرند. در بسیاری از مواقع این مخارج روزانه غیر ضروری به نظر می رسند. به عنوان مثال اگر هر روز صبح در مسیر خود به محل کار یک فنجان قهوه می خرید، چرا این پول را برای خرید یک قهوه ساز پس انداز نمی کنید؟ و یا اگر هر روز 2 -3 هزار تومان صرف نهار می کنید، به آن معنا نیست که مجبور هستید تا آخر عمر این کار را انجام دهید. از خانه نهار ببرید. کلیه آداب خرج کردن خود را مجدداً ارزیابی کرده و ببینید که آیا انجام آنها ضروری است یا خیر؛

7- برای خود محدودیت های مالی محکم تعیین کنید

اگر واقعاً نمی توانید جلوی ولخرجی های بی مورد خود را بگیرید، بهتر است به صورت هفته ای، میزان محدودی پول به خودتان بدهید. این پول باید نقد باشد، چراکه کنترل و رسیدگی به آن راحت تر است. اگر یاد بگیرید که با ماهی 200 هزارتومان مخارج روزمره خود را بگذارانید، برای پول هایتان ارزش بیشتری قائل می شوید و آداب صرفه جویی را به خوبی یاد می گیرید.

 

دلسوخته

 

چهارشنبه 15 خرداد ماه سال 1387
برنامه ریزی اثر بخش
نوشته شده توسط پویا در ساعت 07:41
موضوع: کار و تجارت

طراحی و حفظ برنامه های موثر و کارآمد کار چندان دشواری نیست؛  این به آن معنا نیست که اینکار اهمیت یا ارزشی ندارد. اتفاقاً توانایی این کار با ویژگی های مختلف در ارتباط است که در روند کارتان کمک بسیار خوبی برایتان خواهد بود: مثلاً مسئولیت پذیری و قابل اطمینان بودن.

برای ایجاد چنین توانایی در خود، فایده ابزارهایی مثل PDA غیر قابل انکار است اما این ابزارها نمی توانند به خودی خود روز کاری شما را اداره کنند. برای اینکه برنامه های کاری پرمشغله تان را که روی کاغذ یادداشت شده اند منظم کنید، نکات زیر می تواند کمک کننده باشد.

اهدافتان را آماده و مشخص کنید

به دقت اهدافتان را برای پیشامدهایی مثل جلسات کاری که در پیش رو دارید، در نظر بگیرید. به دقت کارهایی که می خواهید انجام دهید و سوالاتی را که احتمالاً میخواهی بپرسید را یادداشت کنید. اینکار باعث می شود برای تک تک کارها و اتفاقات موجود در برنامه تان به اندازه کافی وقت بگذارید.

همیشه وقت شناس باشید

سروقت بودن باید یکی از اولویت های زندگی شما باشد. این خصوصیت از جمله ویژگی هایی است که شخیت کاری شما را خیلی خوب جلوه خواهد داد. این به آن معنا نیست که وقتی شما دقیقاً سر وقت می رسید توقع داشته باشید دیگران هم همین کار را بکنند؛ این فقط نشان دهنده قابل اطمینان بودن شماست. این خصوصیت نشان می دهد که شما می توانید یک برنامه پرمشغله را خوب مدیریت کنید، برای وقت و توجه دیگران ارزش قائل هستید.

واقعگرا باشید

زمان مهمترین عامل است، از اینرو ارزیابی غیرواقعی فقط یک جلسه کاری بقیه برنامه تان را هم برهم زده و درنتیجه همه روزتان خراب خواهد شد. بعلاوه، بااینکه خوب است بعضی از جلسات و قرار ملاقات های ناخوشایند را زود ترک کنید، اما نمی توانید برنامه تان را اینطور طراحی کنید. به عبارت دیگر باید یاد بگیرید که واقعگرایانه برنامه ریزی کنید نه ایدآلگرایانه. زمان خود را برآورد کنید سپس 10 تا 20 درصد برای راهی که باید بروید، برهم خوردن جلسات و از این قبیل به آن اضافه کنید.

ایمیل تاییدیه بفرستید

برنامه ای که شامل جلسات و قرارملاقات ها با دیگران باشد، کمی کنترل امور را از دست شما بیرون می کند و بازده آن را به خطر می اندازد. کاری که برای برگرداندن آن کنترل می توانید انجام دهید این است که روز قبل یا صبح همان روز به طرف مقابل خود ایمیل بفرستید و قرارتان را با او تایید کنید.

وقت های میانی را هم در نظر بگیرید

روی کاغذ یا PDA برنامه خیلی خوب و کارآمد به نظر می رسد. اما واقعیت فرای اینهاست. باید برای مسیر رفت و آمد خود برای میتینگ های خارج از دفتر کارتان زمان در نظر بگیرید، یااینکه ممکن است روزها را با هم اشتباه کنید.

ار آنجا که ممکن است اضافه کردن جملاتی مثل "پیاده روی تا خیابان بالایی—سه دقیقه" هم مسخره و نشانه اختلال روانی به نظر برسد، باید برای این ساعت های میانی در ذهنتان برنامه بریزید.

مکالمات را رهبری کنید

صرفنظر از اینکه طرف مقابلتان در جلسه چه کسی است، سهم خودتان را با نشان دادن شخصیتی قوی، انجام دهید. به عبارت دیگر، بحثی را شروع نکنید که تا پایان روزتان را خراب کند. در این مسیر خیلی چیزها را باید تحما کنید و صبر داشته باشید. فقط سعی کنید مسائل را بدتر نکنید. پس هر بحث و گفتگوی بی مورد را برای نجات دادن وقت پرارزش خودتان خودتان قطع کنید.

رمز و راز برنامه ریزی

بااینکه هر روز 24 ساعت زمان داریم، اما یک برنامه بد و ضعیف می تواند اینهمه ساعت را خراب کند یا باعث شود بعضی روزها طولانی تر از روزهای دیگر به نظر برسند. اگر مشاهده کردید که روزهای کاریتان روز به روز طولانی تر و طولانی تر می شوند، احتمالاً وقتش رسیده است که کمی در برنامه تان تغییر ایجاد کنید.

دلسوخته

 

چهارشنبه 15 خرداد ماه سال 1387
مقاومت در برابر شکست
نوشته شده توسط پویا در ساعت 07:40
موضوع: کار و تجارت

قانون جذب به ما می گوید که در زندگی به همان چیزهایی می رسیم که بر روی آنها تمرکز می کنیم و به آن انرژی می دهیم. چه بخواهیم و چه نخواهیم به هر چیزی که فکر کنیم در زندگی برایمان متجلی خواهد شد.

به عبارت دیگر بر روی هر چیزی که تمرکز کنیم آن را به زندگیمان فرا خوانده ایم.

بیشتر افراد زمانیکه در مورد قانون جذب مطالبی می شنوند شگفت زده می شوند. آنها تصور می کنند که ایجاد حقیقی چیزهایی که در ذهن مجسم می کنند، کار عجیبی است . "من می توانم هر کسی که می خواهم باشم، می توانم هر کاری که می خواهم انجام دهم، و به هر چیزی که می خواهم برسم" واقعاً فوق العاده است. من آمال و آرزوهای زیادی دارم و تنها کاری که باید انجام دهم این است که با فکر کردن به آنها از هستی بخواهم که آنها را دراختیار من بگذارد.

هفته ها می گذرد و فرد به چیزهایی که خواسته نمی رسد. از خود می پرسد پس چرا آرزوهایم برآورده نشدند؟ من آنها را در ذهن خود به تصویر کشیدم، پس چرا به آنها نرسیدم؟

این قانون جذب چه اشکالی پیدا کرده، من آرزوهایم را گفتم ولی عملی شدن آنها را نمی بینم؛ آیا آرزوهایم زیاد بودند و یا من نتوانستم آنها را به خوبی سفارش دهم؟

اگر ما یک بار دیگر با دقت بیشتری معنای قانون جذب را بخوانیم می بینیم که ما هر چیزی را که به آن توجه کرده و بر روی آن تمرکز کنیم به زندگی مان وارد می شود، چه بخواهیم و چه نخواهیم!

بنابراین چرا بیاییم و توجه و انرژی مان را صرف فکر کردن به چیزهایی کنیم که نمی خواهیم در زندگی مان وجود داشته باشند؟ این کار بی معنایی است.

اما در دنیای واقعی این اتفاق می افتد و همه ی ما به چنین مسائلی فکر می کنیم. به همین دلیل است که بعضی وقت ها در زندگی خود با مشکل مواجه می شویم.

زمانی که به دلیل و نتیجه ی کارها نگاه می کنیم، متوجه می شویم که دلیل همان فکر ماست و نتیجه واقعیت زندگی است.

به عنوا مثال فرض کنید در حال حاضر مقروض هستید. شما به شدت تمایل دارید که پولدار شده و تمام بدهی هایتان را پرداخت نمایید؛ اما بیش از هر چیز احساس بدبختی می کنید و به عدم رضایت خود از زندگی فکر می کنید. شاید بدانید که چه چیزی می خواهید و بدانید که باید چه چیزهایی را تغییر دهید، اما همه ی انرژی و توجهتان بر روی جمع کردن پول، کمتر خرج کردن و کاهش صورتحساب ها صرف می شود!!! تمام انرژی شما بر روی قرض هایتان منعکس می شود و نمی توانید توجه کافی بر روی چیزهایی که می خواهید داشته باشید. به همین دلیل نمی توانید سفارش های خود را از عالم هستی به درستی بخواهید.

ما انسان ها گرایش داریم که از ابتدا در نتیجه ی کارهایی که انجام می دهیم زندگی کنیم. ما معمولاً اثر و نتیجه ی تمام تجربیاتی که در زندگی بدست می آوریم را با خود به دوش می کشیم. به همین دلیل زمانی که انرژی خود را صرف نتیجه می کنیم، قانون جذب هم برای ما همان چیزی را به ارمغان می آورد که در ذهنمان می گذشته، درست مانند یک چرخه ی علت و معلولی حقیقی.

به عنوان مثال فردی را تصور کنید که مدام در مورد بیماری صحبت می کند. این امر اصلاً اتفاقی نخواهد بود که او نسبت به دیگران بیشتر مریض شود. همین مطلب در مورد کسانی که در روابط ناموفق گرفتار می شوند نیز تعمیم پیدا می کند. آنقدر به عدم موفقیت خود فکر می کنند که مدام روابط ناموفق بیشتری در زندگی شان اتفاق می افتد و مجبور می شوند که یکی پس از دیگری به روابط آزار دهنده ی خود پایان دهند.

از سوی دیگر می توان گفت که یک فرد موفق نیز شرایط مشابهی را دارد. او با دید مثبت به جامعه نگاه می کند، از نعمت هایی که در زندگی دارد بهرمند می شود، با شور و اشتیاق زیاد به زندگی ادامه می دهد و هر روز چنین تجربه هایی را در زندگی خود تکرار کرده و شادی و رضایت بیشتری را به زندگی خود دعوت می کند.

این بدان معنا نیست که افراد موفق در استفاده از قانون جذب خوب عمل می کنند و مردم ناموفق در استفاده از قانون جذب ناتوان هستند. هر انسانی که بتواند فکر کند، خودبه خود این قابلیت را پیدا می کند که از این قانون به نفع خود بهره ببرد و نباید فراموش کرد که همه به طور مساوی از این قابلیت بهرمند هستند. تنها چیزی که سبب ایجاد تفاوت می شود این است که برخی به درستی از جذب استفاده نمی کنند؛ تنها کاری که باید انجام دهیم این است که یاد بگیریم چگونه می توانیم از قانون جذب به نحوی بهره ببریم که واقعیت های شیرین تری را به زندگی مان بیاورد.

برای تغییر شرایط فعلی می بایست دایره ی فکری خود را تغییر دهیم. برای رسیدن به موفقیت باید نهال موفقیت را در ذهن خود بکاریم. ایده ی موفقیت باید در ذهنمان متولد شود، و قصد و نیت رسیدن به آن را در ذهن خود پرورش دهیم. باید باردار موفقیت شویم.

شگفت انگیز است. تنها کاری که باید انجام دهم این است که به عنوان مثال فکر کنم ثروتمند می شوم و چیزی نخواهد گذشت که او آرزوی من متحقق می گردد!!!

البته نه به این سرعت! فکر به تنها کافی نیست تا شما ثروتمند شوید. شما باید خودتان نیز به سمت چیزهایی که می خواهید حرکت کنید.

موفقیت می خواهید؟ باید به سمت آن حرکت کنید. عشق می خواهید باید به سمت آن حرکت کنید. باید توجه، تمرکز و انرژی خود را به امیالی که دارید بدهید تا قانون جذب آنها را مرتب و ردیف کرده و برایتان متجلی سازد.

اما اگر من تمام انرژی خود را بر روی کار جدیدی که به تازگی آغاز کرده ام بگذارم، چه می شود اگر همه چیز یک مرتبه خراب شود و هیچ چیز درست پیش رود و به نتیجه دلخواهی که می خواهم نرسم؟ و یا در مسائل عشقی مورد لطف و محبت طرف مقابل قرار نگیرم؟

این ها افکاری هستند که ما را از پیشروی به سمت جلو باز می دارند. البته اصلاً اشکالی ندارد که شما طرف منفی قضیه را نیز در نظر بگیرید، اما نباید اجازه دهیم که افکار منفی خط مشی زندگی مان را برایمان تعیین کنند. ما باید بدون توجه به مسائل جانبی به سوی رویاهایمان پیش برویم. همچنان که جلو می رویم ممکن است حتی اشتباه کنیم و به موانع غیر قابل گذری نیز برخورد کنیم اما این نحوه برخورد ما با مشلات و سختی ها هستند که ما را به نتیجه نزدیک تر می کنند و سبب می شوند که سرعتمان نسبت به گذشته بیشتر شود. در مورد شکست چطور؟ شکست چطور می تواند به ما در موفقیت کمک کند؟

برای شروع ابتدا باید متوجه شویم که شکست در حقیقت چه معنایی دارد.

خیلی جالب است طریقه ی محاسبه موفقیت هایی که ما خودمان در زندگی بدست می آوریم و موفقیت هایی که دیگران در زندگی بدست می آورند را با هم مقایسه کنیم. ما از حساب بانکی، متراژ ملک و املاک، حیطه قدرت، و پولدار بودن به عنوان مقیاس موفقیت و شکست استفاده می کنیم اما به واقع معنا و مفهوم موفقیت حقیقی را به درستی نمی دانیم.

شکست و موفقیت مقیاس هایی برای اندازه گیری داشته ها و نداشته ها نیستند، این دو امر را نمی توان با توجه به اندازه ی مایملک تخمین زد و چیزهایی نیستند که با اندازه گیری و نگاه به آنها بتوان در موردشان قضاوت کرد.

در کتاب ناپلئون هیل با عنوان "چگونه پولدار شویم" او در مورد آقای "داربی" و داستان "بکن تا ثروتمند شوی" اینطور می نویسد که: عموی داربی تب طلا می گیرد و به سرزمین وسترن ها می آید تا زمینها را برای یافتن طلا بکند.

او شرط می بندد و با یک بیل و کلنگ آماده به کار می شود. کار خیلی سختی بود اما حرص و هوس او برای طلا زیاد بود.

پس از هفته ها زحمت و مشقت او رگه هایی از سنگ درخشان را پیدا می کند. او نیاز به ماشین آلاتی داشت که سنگ را از اعماق زمین به سطح بیاورند. او به آرامی بر روی حفره هایی که در معدن چال کرده بود، خاک می ریزد. از همان راهی که آمده بود به خانه ای در ویلیامزبورگ، مری لند باز می گردد و جریان را با اقوام و چند تن از همسایه هایش در میان می گذارد و به کمک آنها پول کافی برای خرید ماشین آلات را جمع کرده، دستگاههای مورد نیاز را خریداری می کنند و به مکان مورد نظر انتقال می دهند. داربی نیز به همراه عمویش به معدن می رود و با وی مشغول به کار می شود. اولین ارابه طلا استخراج می شود و به کوره ی ذوب انتقال پیدا می کند. شواهد ثابت می کردد که آنها دارنده یکی از غنی ترین معدن ها در کلرادو هستند! فقط چند ارابه از آن طلا لازم بود که آنها بتوانند تمام بدهی های خود را صاف کنند. بعد مابقی سود کلانی را که بدست می آوردند از آن خودشان بود.

حفاری همین طور پایین تر می رفت! و امید خانواده ی داربی نیز همچنان بیشتر و بیشتر می شد. ناگهان اتفاقی افتاد، رگه ی ایجاد شده از طلا محو شد. آنها به آخر راه رسیده بودند و کوزه ی طلا خالی شده بود. آنها همچنان به حفاری ادامه می دادند و ناامیدانه تلاش می کردند تا اثری از طلا پیدا کنند، اما فایده نداشت.

نهایتاً تصمیم گرفتند که کار را متوقف کنند.

آنها دستگاه هایی را که خریداری کرده بودند تنها به چند دلار به یک خرده فروش فروختند و قطاری گرفتند و به خانه باز گشتند. بعضی از خرده فروش ها احمق هستند اما این یکی نه. او با یک مهندس معدن مشورت کرد تا نگاهی به معدن بیندازد و یک سری محاسبات آماری انجام دهد. مهندس معتقد بود که پروژه به این دلیل بی نتیجه مانده که مالکین معدن با "خط گسل" آشنا نبودند. محاسبات او نشان می داد که می توان آثاری از طلا را تنها 3 متر پایین تر از جایی که داربی ها کنده بودند پیدا کرد. این مکان دقیقاً همان جایی بود که آنها به طلا رسیدند.

مرد خرده فروش توانست با استخراج طلا به میلیون ها دلار پول برسد؛ فقط به این دلیل که می دانست قبل از تسلیم شدن باید با یک متخصص مشورت کند.

خوب آیا این شکست است؟

اگر از نظر داربی ها به این موضوع نگاه کنیم، می توانیم بگوییم که این پروژه شکست خورده چراکه آنها دست از کار کشیدند و رویایشان را فراموش کردند، در حالی که تنها 3 متر با تحقق هدفشان فاصله داشتند؛ اما نمی توان شکست واقعی را در محتوای حقیقی زندگی داربی ها به عنوان مردودیت کامل در نظر گرفت.

می بینید که داربی درس موفقیت را از طریق پافشاری در دوره ی کوتاهی از زندگی خود یاد گرفت و آن را در تمام کارهایی که بعدها تصمیم به انجام آن گرفت به کار برد؛ و در نهایت داربی در رده  50 نفر اولی در جهان قرار داد که در زمان خود بالای چندین میلیون دلار در فروش بیمه ی عمر سود کرد.

پس شکست چیست؟

شکست حقیقی عادت به تسلیم شدن است. این در حالی است که عدم توانایی در ایجاد ایده های نو و اتخاذ تصمیم های جدید به عنوان بزرگترین مانع در راه رسیدن به موفقیت محسوب می شود.

در طول تاریخ در دنیای تجارت و دانش ما از کنار هم قرار دادن اراده و پافشاری به الگوی موفقیت می رسیم. چند میلیون نفر وجود دارند که در دنیا برشکست شده اند؟ چند بار ادیسون و بل آزمایش کردند و شکست خوردند تا به نتیجه ای که دنبالش بودند رسیدند؟

تنها با اشتیاق و ایمان است که می توانیم خود را به نیروی پافشاری تجهیز کنیم. با ایمان است که می توان قانون جذب را احضار کرد و در این حالت است که سفر ما به سمت موفقیت تحقق می یابد.

شما چه قانون جذب را متوجه شوید چه نه، باید عادت فکر کردن به حقایق را از سر بیرون کنید. (مگر اینکه حقیقت همان چیزی باشد که می خواهید به آن برسید)

برای ایجاد تغییر و تحول در شرایطتان باید اراده کنید، آرزوهایتان را در ذهن به تصویر بکشید، و با ایمان و اشتیاق به سوی آنها گام بردارید.

برای رسیدن به موفقیت باید ابتدا هدف خود را درک کنید و بعد به آن ایمان بیاورید.

دلسوخته

 

چهارشنبه 15 خرداد ماه سال 1387
فواید و خواص اسفناج
نوشته شده توسط پویا در ساعت 07:39
موضوع: تغذیه و تناسب اندام
 

سبزیجات برگ داری مثل اسفناج با بافت لطیف و رنگ سبز
یشـمی بیشتر از هـر ماده غذایی دیگر، مواد مغذی در خود
دارد. گـرچه اسفنـاج در همـه فـصول ســال موجود است اما
بهترین فصل آن پاییز می باشد.

فواید اسفناج بر سلامتی

هـمه ما در تلویزیون دیده ایم که چطور ملوان زبل با خوردن
اسـفناج خـود را به قــوی ترین مرد جهان تبدیل می کرد اما
جـالب است بدانید که علاوه بر این، او خود را در برابر پوکی
استخوان، بیماری های قلبی، سرطان روده بزرگ، ورم مفاصل، و سایر مشکلات و بیماری ها هم بیمه می کرده است.

فلاونویید، ماده مغذی گیاهی برای سلامتی

محققان حداقل 13 ترکیب مختلف فلاونویید را در اسفناچ پیدا کرده اند که بعنوان آنتی اکسیدان و عامل ضد سرطان عمل می کند. فواید و خواص ضد سرطانی این فلاونوییدهای اسفناج آنقدر قابل توجه بوده است که محققان را بر آن داشت تا عصاره هایی از اسفناج درست کنند تا بتوانند از آن در تحقیقات استفاده کنند. تحقیقات نشان داده است که این عصاره های اسفناج، تقسیم سلولی سلول های سرطانی را در شکم کندتر می کند و در تحقیقی که روی حیوانات آزمایشگاهی انجام گرفت مشخص شد که این عصاره ها، سرطان پوست را نیز کاهش می دهند. در تحقیقی که روی خانم های بزرگسال مقیم انگلستان در اواخر دهه هشتاد انجام گرفت نیز نشان می دهد که مصرف اسفناج از بروز سرطان سینه نیز جلوگیری می کند.

کاروتینوییدهای اسفناج با سرطان پروستات مقابله می کند

براساس تحقیقی که در مجله تغذیه به چاپ رسید، مشخص شد که کاروتینوئید موجود در اسفناج و سایر سبزیجات برگ دار، به دو طریق با سرطان پروستات مقابله می کند. این کاروتینویید که نئوکسانتین نام دارد، نه تنها سلول های سرطانی پروستات را به خود تخریبی وا می دارد بلکه در روده به ترکیبات اضافی به نام نئوکروم تبدیل می شود که سلول های سرطانی پروستات را به حالت سکون در می آورد و از تکثیر شدن آنها جلوگیری می کند.

فلاونوئیدهای اسفناج با سرطان تخمدان مقابله می کند

تحقیق روی مصرف فلاونوئید گروهی از خانم هایی که بین سالهای 1984 تا 2002 در مرکز تحقیقاتی نرسس نگهداری می شدند، نشان داد که خانم هایی که رژیم غذاییشان بیشترین میزان kaempferol را در خود داشته است، درمقایسه با خانم هایی که کمتر از این ماده در برنامه غذایی خود استفاده می کردند، تا %40 کمتر در خطر ابتلا به سرطان تخمدان قرار داشتند. علاوه بر اسفناج، موادغذایی سرشار از kaempferol شامل چای (غیرگیاهی)، پیاز، کلم پیچ، تره فرنگی، کلم بروکلی، و زغال اخته می باشد.

همچنین %34 کاهش ابتلا به سرطان تخمدان در خانم هایی که بیشترین میزان فلاون لوتئولین (موجود در مرکبات) را در برنامه غذایی خود داشته اند، مشاهده شده است.

کمک به تقویت استخوان ها

ویتامین K موجود در اسفناج—تقریباً %200 از ارزش روزانه در یک فنجان اسفناج تازه و بیش از %1000 از ارزش غذایی روزانه در یک فنجان اسفناج بخارپزشده—در سلامت استخوانها اهمیت بسیاری دارد. ویتامین K1، اوستئوکالسین را فعال می سازد که اصلی ترین پروتئین غیر کلاژنی در استخوانهاست. اوستئوکاسین، مولکول های کلسیم را در داخل استخونها محکم میکند. از اینرو، بدون ویتامین K1 کافی، سطح اوستئوکالسین در بدن به مقدار لازم نخواهد بود و تامین موادمعدنی مورد نیاز بدن ناقص می شود. اسفناج همچنین منبع بسیار خوبی از سایر موادمغذی استخوان ساز ازجمله کلسیم و منیزیم می باشد.

اسفناج و محافظت قلبی-عروقی

برای تصلب شریان و بیماری های قلبی دیابتی، موادغذایی معدودی درمقایسه با اسفناج مفید و کمک کننده هستند. اسفناج منبعی عالی از ویتامین C و ویتامین A می باشد که دومی از بتا کاروتین موجود در آن سرچشمه می گیرد. این دو ماده غذایی آنتی اکسیدان هایی بسیار مهم هستند که میزان رادیکال های آزاد موجود در بدن را کاهش میدهند. ویتامین C به شکل آنتی اکسیدانی محلول در آب و بتا کاروتین آنتی اکسیدانی محلول در چربی عمل می کند. این گروه آنتی اکسیدان های محلول در آب به جلوگیری از اکسیده شدن کلسترول کمک می کند. کلسترول اکسیده شده می تواند به دیواره های رگ های خونی چسبیده و در آنجا جمع شود که منجر به انسداد عروق، حمله قلبی و سکته می شود. مصرف کافی از ویتامین C و بتا کاروتین از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کرده و یک فنجان اسفناج پخته، 294.8% از مقدار مورد نیاز روزانه از ویتامین A و %29.4 از نیاز روزانه از ویتامین C را تامین می کند.

اسفناج منبع بسیار خوبی از فولات نیز می باشد. فولات برای کمک به تبدیل مواد شیمیایی خطرناک که هوموکیستین نامیده می شوند و درصورت بالا رفتن مقدار آن در بدن می تواند منجر به حمله قلبی یا سکته شود، به سایر مولکول های خوش خیم برای بدن لازم است. علاوه بر این، اسفناج منبع بسیار عالی از منیزیم است، ماده معدنی که می تواند به پایین آوردن فشار خون و محافظت در برابر بیماری های قلبی کمک کند. یک فنجان اسفناج پخته حاوی % 65.6 از نیاز روزانه فولات و %39.1 از نیاز روزانه منیزیم را تامین می کند.

علاوه بر ذخیره بسیار خوب از ویتامین ها و موادمعدنی محافظت کننده قلب، در تحقیقی که در مجله کشاورزی و شیمی موادغذایی منتشر شد، مشخص گردید که اسفناج حاوی چهار پپتید (ترکیبات پروتئینه) می باشد که آنزیم آنژیوتنسین را خنثی می سازد—همان آنزیمی که با داروهای ACE برای پایین آوردن فشار خون، خنثی می شود. وقتی به حیوانات آزمایشگاهی که فشارخون داشتند، اسفناج داده شد، بین 2 تا 4 ساعت روی فشارخون تاثیر گذاشته و آن را کاهش داد. اما چه مقدار اسفناج باید به این حیوانات داده می شد تا اثر کند؟ فقط 20 تا 30 میلیگرم از این پپتیدهای قوی اسفناج به ازای هر کیلوگرم از وزن آنها کافی بود. در انسانها یک وعده سالاد اسفناج متوسط برای ناهار یا یک وعده اسفناج پخته برای شام بین 2 تا 4 ساعت روی فشار خون تاثیر می گذارد.

اسفناج سلامت معده و روده را تقویت می کند

ویتامین C و بتا کاروتین موجود در اسفناج سلول های روده را از تخریب توسط رادیکال های آزاد محافظت می کند. و فولات موجود در اسفناج به جلوگیری از تخریب DNA و ایجاد تغییر در سلول های روده، حتی وقتی درمعرض موادشیمیایی سرطان زا نیز قرار بگیرند، کمک می کند. تحقیقات و مطالعات نشان می دهد که افرادیکه از غذاهای سرشار از ویتامین C، بتا کاروتین، یا فولات استفاده می کنند، کمتر در خطر ابتلا به سرطان روده می باشند.

موادمغذی ضد التهاب

موادمغذی موجود در اسفناج همچنین می تواند به مشکلاتی که التهاب در آن نقش دارد نیز کمک کند. برای مثال، آسم، ورم و التهاب مفاصل استخوانها، و روماتیسم همه بیماری هایی التهابی هستند. از آنجا که بتا کاروتین و ویتامین C خواص ضد التهابی دارند، می توانند برای کاهش علائم این مشکلات در برخی بیماران مثمر ثمر باشند. علاوه بر این، منیزیم و ریبوفلاوین موجود در اسفناج دو ماده مغذی هستند که میتوانند به کاهش تعدد حملات میگرن در بیماران میگرنی کمک کند.

اسفناج و تقویت مغز

در تحقیقات انجام گرفته روی حیوانات، محققان دریافته اند که اسفناج می تواند به محافظت از مغر در برابر استرس های اکسایشی و کاهش تاثیرات زوال مغری ناشی از بالا رفتن سن، کمک کند. محققان دریافته اند که خوراندن اسفناج به حیوانات آزمایشگاهی پیر باعث تقویت ظرفیت یادگیری و مهارت های حرکتی آنها می شود.

سبزیجات سرشار از ویتامین E از کند شدن عملکرد مغز جلوگیری می کند

عملکرد مغز به طور طبیعی با بالا رفتن سن زوال می یابد، اما نتایج پروژه پیری و سلامتی شیکاگو نشان می دهد که خوردن فقط 3 وعده از سبزیجات برگدار در روز میتواند زوال مغز را تا %40 کاهش دهد. درمقایسه با افرادیکه کمتر از یک وعده در روز از این سبزیجات استفاده می کنند، افرادیکه حداقل 2.8 وعده از آن را مصرف می کنند تا %40 کاهش زوال عملکرد مغزی روبه رو بودند.

این تحقیق که توسط موسسه ملی پیری انجام گرفت، از اطلاعات رژیمی مربوط به 3،718 شرکت کننده (%62 زن، %60 افریقایی-امریکایی، سن متوسط 74) استفاده نموده است. عملکرد مغزی را با چهار تست استاندارد مختلف سنجیدند که یکبار در ابتدای تحقیق و بار دیگر بعد از سه سال و شش سال از گشت تحقیق انجام گرفت.

پس از تنظیم نتایج برای متغیرهای دخیل احتمالی مثل سن، جنسیت، نژاد، میزان تحصیلات، و عوامل خطرزای بیماری های قلبی-عروقی، محققان دریافتند که مصرف متوسط 2.8 وعده از این سبزیجات در روز، %40 کاهش زوال شناختی را به دنبال خواهد داشت. درمیان سبزیجات مختلف، سبزیجات برگدار موثرتر شناخته شده و هیچ رابطه ای هم بین مصرف میوه و زوال شناخت دیده نشد. این ممکن است به این دلیل باشد که سبزیجات، و نه میوه ها، حاوی مقدار بسیار زیادی ویتامین E می باشد که به پایین آوردن خطر زوال شناخت کمک می کند. همچنین سبزیجات، و نه میوه ها، معمولاً با کمی چربی مصرف می شوند، مثل روغن زیتون یا سس سالاد، که توانایی بدن برای جذب ویتامین E را بالا می برد.

اسفناج و تقویت قدرت بینایی

لوتئین، یک کاروتینوئید محافظ در برابر بیماری های چشمی مثل لکه های چشمی و آب مروارید که در اثر بالا رفتن سن ایجاد می شود، در سبزیجات برگدار به ویژه اسفناج و همچنین کلم پیچ و بروکلی یافت می شود. اما زرده تخم مرغ، گرچه میزان لوتئین موجود در آن کمتر از اسفناج است، منبع بسیار بهتری است چون بسیار بیشتر از اسفناج، میزان لوتئین موجود در خون را بالا می برد. گرچههنوز مکانیسم آن کشف نشده است اما احتمالاً این مسئله به خاطر چربی های موجود در زرده تخم مرغ (کلسترول و کولین) می باشد چون لوتئین نیز مانند سایر کاروتینوئیدها محلول در چربی است و در غیاب چربی جذب نمی شود. برای بالا بردن جذب لوتئین از اسفناج، توصیه می شود آنرا به همراه کمی روغن زیتون یا به کمی تخم مرغ استفاده کنید تا چربی مورد نیاز برای جذب لوتئین فراهم شود.

آهن برای انرژی

اسفناج پخته منبع بسیار خوبی از آهن است، ماده ی معدنی که به ویژه برای خانم ها در دوره قاعدگی کهبیشتر در معرض کمبود آهن قرار دارند، مفید است. بالا بردن ذخیره آهن با مصرف اسفناج ایده بسیار خوبی است، به ویژه به خاطر اینکه درمقایسه با گوشت قرمز، که یکی از مهمترین منابع آهن است، بسیار کم کالری تر و فاقد چربی است. آهن یکی از مهمترین ترکیبات هموگلوبین است که اکسیژن را از ریه ها به همه سلول های بدن می رساند و همچنین بخشی از سیستم آنزیم ها برای تولید انرژی و متابولیسم می باشد. خانم ها باردار یا شیرده حتماً باید مقدار آهن بدنشان را بالا ببرندو کودکان در حال رشد و نوجوانان نیز نیاز به آهن زیادی دارند. در یک فنجان اسفناج پخته، % 35.7 از مقدار مورد نیاز روزانه از آهن وجود دارد.

از اینرو، درحالیکه ممکن است با خوردن اسفناج همان موقع قوی و نیرومند نشوید، اما سلامتی شما را ارتقا خواهد داد.

توصیف

کسی که اسفناج را خیلی معروف کرد ملوان زبل بود اما چه بد که او این ماده را به شکل کنسرو مصرف می کرد. اسفناج تازه لطافت بافت و رنگ یشمی آن را که طی فرایندهای کارخانه ای از بین می رود، حفظ می کند. اسفناج خام طعمی ملایم و کمی شیرین دارد و میتوان از آن در سالاد استفاده کرد، اما وقتی پخته می شود طعم آن کمی اسیدی تر و قوی تر می شود.

به طور کلی سه نوع اسفناج وجود دارد: نوع پیچ پیج آن که برگ هایی حلقه حلقه، چین چین و پیچ پیچی دارد و بافت آن فنری و قابل ارتجاع است. یک نوع آن برگ هایی صاف و نرم پیک شکل دارد. و نوع دیگر آن که ظاهری تقریباً مشابه به نوع پیچ پیچی دارد اما برگهایش به اندازه آن پیچ پیچی و تابدار نیست. اسفناج های کوچک که به اصطلاح به آن بیبی اسفناج (baby spinach) می گویند برای استفاده در سالاد بسیار عالی است چون طعم شیرین تری دارد.

تاریخچه

گفته می شود که مبداء اسفناج از ایران بوده است. در قرن هفتم وقتی پادشاه ناپل آنرا بعنوان هدیه به چین فرستاد راه خود را به این کشور باز کرد. تاریخچه اسفناج در اروپا نسبت به سایر سبزیجات کمتر است. این گیاه در قرن یازدهم به اروپا آورده شد.

اسفناج غذای محبوب کاترین دو مدیسی، یکی از شحصیت های تاریخی قرن شانزدهم، بود. وقتی وی برای ازدواج با پادشاه فرانسه خانه خود در فلورانس ایتالیا را ترک کرد، آشپرهایش را با خود به آنجا آورد تا اسفناج را به همان صورت که دوست داشت برایش بپزند.

اسفناج در آب و هوای معتدل به خوبی رشد م یکند. امروزه، امریکا و هلند جزء بزرگترین تولیدکننده های اسفناج در جهان می باشند.

نحوه انتخاب و خرید

اسفناجی را انتخاب کنید که برگ هایی سبز و پرطراوت داشته باشد و هیچ نشانه زردی در آن نباشد. برگ های آن باید تر و تازه و لطیف باشند و به هیچ وجه پلاسیده و از بین رفته نباشد. اسفناج تازه را در کیسه های پلاستیکی بسته بندی کرده و در آنرا  شل ببندید و در یخچال نگه دارید که حدوداً 5 روز همانطور تازه می ماند. قبل از بسته بندی آن را نشویید چون رطوبت ممکن است باعث خراب شدن آن شود. از ذخیره کردن اسفناچ پخته خودداری کنید چون ممکن است خوب نماند.

نکاتی برای تهیه اسفناج

اسفناج باید خیلی خوب شستشو شود چون برگ ها و ریشه آن خاک جمع می کند. قبل از شستن، ریشه های آن را کوتاه کرده و برگ های آنرا جدا کنید. اسفاج ها را در یک لگن بزرگ ریخته و روی آن آب نیم گرم و ولرم بریزید . برگ ها را خوب در آن آب شستشو دهید تا همه کثیفی ها  و گل های آن از بین برود. برگ ها را از آب بیرون آورده و لگن را خالی کنید و دوباره با آب تمیز پر کنید  و همین کار را دوباره تکرار کنید تا به کلی آلودگی های آن از بین برود و دیگر آب کثیف نشود. اگر می خواهید از اسفناج در سالاد استفاده کنید می توانید آن ها را تکانده تا آب آنها خشک شود و بعد خردشان کنید. اما اگر میخواهید آنها را بپزید خیس بودن آنها اشکالی ایجاد نمی کند بلکه به پختن آن کمک میکند. اسفناج از جمله سبزیجاتی که توصیه می شود سریع بجوشانید (تقریباً 1 دقیقه)، به این خاطر که جوشاندن آن به کاهش مقدار اکسالیک اسید موجود در آن کمک کرده و مزه آنرا شیرینتر می کند.

چند نکته کوتاه:

  • دفعه دیگر که لازانیا درست می کنید کمی هم از برگ های اسفناج روی آن بریزید.
  • کمی اسفناج بخارپزشده را با سیر له شده، لیموی تازه و روغن زیتون بخورید.
  • سالاد اسفناج پیش غذایی بسیار خوبی است.

سلامت

واکنش های آلرژیک به اسفناج

گرچه آلرژی و حساسیت دربرابر هر نوع غذایی ایجاد می شود، اما تحقیقات نشان میدهد که برخی غذاها بیشتر از بقیه مشکلات آلرژیک ایجاد می کنند. اینطور به نظر می رسد که اسفناج یکی از این موادغذایی است. سایر موادغذایی که واکنش آلرژیک بیشتری دارند عبارتند از: شیر گاو، گندم، سویا، میگو، پرتقال (مرکبات)، تخم مرغ، مرغ، توت فرنگی، گوجه فرنگی، بادام زمینی، گوشت خوک، ذرت، گوشت گاو. این غذاها حتماً نباید به تنهایی استفاده شوند تا در فرد حساسیت نشان دهند. مثلاً ماستی که از شیر گاو درست شده باشد هم می تواند واکنش آلرژی زا ایجاد کند. بستنی که از شیر گاو درست شده باشد هم نمونه خوبی است.

از جمله متداولترین علائم آلرژی های غذایی عبارتند از: اگزما، کهیر، جوش های پوستی، سردرد، آبریزش بینی، خارش و سوزش چشم ها، خس خس کردن، اختلالات معده و روده، افسردگی، فزونکاری، و بیخوابی.

اسفناج و اکسالیت

اسفناج جزء معدود موادغذایی است که مقدار قابل توجهی اکسالیت در خود دارد، ماده ای که به طور طبیعی در گیاهان، حیوانات، و انسانها یافت می شود. وقتی مقدار اکسالیت در مایعات بدن بیش از اندازه شود، ممکن است متبلور شده و مشکلاتی برای سلامتی ایجاد کند. به این دلیل، افرادیکه به مشکلات کلیوی و کیسه صفرا مبتلا هستند، بهتر است از خوردن اسفناج اجتناب کنند. تحقیقات آزمایشگاهی نشان می دهد که اکسالیت می تواند در جذب کلسیم توسط بدن نیز اخلال ایجاد کند. اما با این وجود نتایج همه تحقیقات نشان می دهد که توانایی اکسالیت برای پایین آوردن جذب کلسیم بسیار پایین می باشد. اگر دستگاه گوارشتان سالم است و مشکلی ندارد و موقع خوردن غذاها خوب آنها را می جوید، از غذاهای سرشار از کلسیمی که حاوی اسید اکسالیک هم هستند می توانید به خوبی فایده ببرید.

اسفناج و عوامل گواترزا

اسفناج حاوی مواد گواترزا است—موادی که به طور طبیعی در برخی موادغذایی وجود دارد و در عملکرد غده تیروئید اختلال ایجاد می کند. افردیکه مبتلا به مشکلات تیروئیدی هستند بهتر است تا حد امکان از مصرف اسفناج خودداری کنند. پختن اسفناج می تواند به از بین بردن این مواد و ترکیبات کمک کند. البته هنوز مشخص نیست که چه میزان از این مواد با پختن از بین می رود و یا مصرف آن چقدر برای افراد تیروئیدی خطر دارد.

اسفناج و پورین (Purine)

اسفناج به طور طبیعی حاوی موادی است که پورین نامیده می شوند. پورین معمولاً در گیاهان، حیوانات وانسانها یافت می شود. در برخی افراد که درمعرض مشکلات مربوط به پورین هستند، مصرف بیش از اندازه از این مواد می تواند مشکلاتی را برای سلامتی افراد ایچاد کند. از آنجا که پورین می تواند به اسید اوره تجزیه شود، مصرف بیش از اندازه آن ممکن است باعث بالا رفتن اسید اوره در بدن شود. مشکلی که نقرس نامیده می شود و شکل گیری سنگ کلیه از اسید اوره دو نمونه از مشکلاتی است که می تواند در اثر مصرف زیاد مودغذایی حاوی پورین ایجاد شود. از اینرو، افرادیکه مشکلات کلیوی یا نقرس دارند بهتر است مصرف موادغذایی حاوی پورین مثل اسفناج را محدود کنند.

جدول زیر موادمغذی موجود در اسفناج را نشان می دهد که در سه درجه عالی، خیلی خوب و خوب تقسیم شده اند. در کنار نام هر ترکیب غذایی اطلاعات زیر را می بینید: مقدار آن ماده مغذی؛ ارزش غذایی روزانه (DV)؛ درجه بندی تراکم ماده، و درجه بندی جهانی از سالمترین غذاها. در زیر این جدول، جدول دیگری آورده شده که در آن چگونگی این درجه بندی ها خلاصه شده است.

اسفناج، پخته

 1 فنجان

180.00 گرم

41.40 کالری

ماده مغذی

مقدار

DV (%)

تراکم غذایی

درجه بندی

ویتامین K

Mcg 888.50

1110.6

482.9

عالی

ویتامین A

IU 14742.00

294.8

128.2

عالی

منگنز

Mg 1.68

84.0

36.5

عالی

فولات

Mcg 262.44

65.6

28.5

عالی

منیزیم

Mg 156.60

39.1

17.0

عالی

آهن

Mg 6.43

35.7

15.5

عالی

ویتامین C

Mg 17.64

29.4

12.8

عالی

ویتامین B2 (ریبوفلاوین)

Mg 0.42

24.7

10.7

عالی

کلسیم

Mg 244.80

24.5

10.6

عالی

پتاسیم

Mg 838.80

24.0

10.4

عالی

ویتامین B6 (پیریدوکسین)

Mg 0.44

22.0

9.6

عالی

تریپتوفان

G 0.07

21.9

9.5

عالی

فیبر رژیمی

G 4.32

17.3

7.5

خیلی خوب

مس

Mg 0.31

15.5

6.7

خیلی خوب

ویتامین B1 (تیامین)

Mg 0.17

11.3

4.9

خیلی خوب

پروتئین

G 5.35

10.7

4.7

خیلی خوب

فسفر

Mg 100.80

10.1

4.4

خیلی خوب

روی

Mg 1.37

9.1

4.0

خیلی خوب

ویتامین E

Mg 1.72

8.6

3.7

خیلی خوب

اسید چرب امگا 3

G 0.15

6.0

2.6

خوب

ویتامین B3 (نیاسین)

Mg 0.88

4.4

1.9

خوب

سلنیم

Mcg 2.70

3.9

1.7

خوب

درجه بندی جهانی سالمترین مواد غذایی

قانون

عالی

DV> = 75%

یا

تراکم = 7.6

و

DV>=10%

خیلی خوب

DV>=50%

یا

تراکم = 3.4

و

DV>=5%

خوب

DV>=25%

یا

تراکم = 1.5

و

DV>=2.5%


 
چهارشنبه 15 خرداد ماه سال 1387
همه چیز در مورد ویتامین B
نوشته شده توسط پویا در ساعت 07:38
موضوع: تغذیه و تناسب اندام

ماده مغذی که از آن با عنوان ویتامین B نام می برند، در واقع شامل 6 ویتامین متمایز محلول در آب است که کمپلکس یا مجموعه ویتامین B نامیده می شود. این کمپلکس نقش بسیار مهمی در تنظیم متابولیسم سلولها در بدن ایفا می کند، از اینرو، انرژی لازم برای هر نوع فعالیت فیزیکی را برای ما فراهم می کند.

گاهی شکل های مختلف ویتامین هایی که کمپلکس ویتامین B را می سازند، در موادغذایی یکسانی یافت می شوند، از اینرو نیازی نیست که برای جبران کمبود این ویتامین در بدن، از مکمل های غذایی آن استفاده کنید. تازمانیکه در رژیم غذایی خود از انواع و اقسام موادمغذی استفاده کنید، دچار کمبود ویتامین B نخواهید شد.

در زیر به اطلاعات لازم درمورد ویتامین B اشاره می کنیم.

فواید ویتامین های B برای سلامتی

همه ویتامین های B برای حفظ سلامت جسمی ما، در کنار یکدیگر عمل می کنند. گاهاً وقتی در یکی از انواع ویتامین های B کمبود داشته باشید، در بقیه آنها نیز کمبود دارید.

انواع مختلف ویتامین های B عبارتند از:

  • ویتامین B1: تیامین
  • ویتامین B2: ریبوفلاوین
  • ویتامین B3: نیاسین
  • ویتامین B5: اسید پانتاتونیک
  • ویتامین B6: پیریدوکسین
  • ویتامین B7: بیوتین
  • ویتامین B9: اسید فولیک
  • ویتامین B12 : سیانوکوبالامین

این ویتامین های B درکنار یکدیگر فواید بسیار زیادی را بر تقویت سیستم ایمنی بدن، تقویت عملکرد سیستم عصبی بدن، حفظ متابولیسم و افزایش رشد و تکثیر سلولها خواهد داشت.

ویتامین B6 نیز به تجزیه پروتئین های مصرفی و مصرف کارآمد اسیدهای آمینه کمک میکند. آندسته از افرادیکه به میزان زیاد پروتئین مصرف می کنند—که بین بدنسازان بسیار متداول است—حتماً باید مصرف این ویتامین B خاص خود را افزایش دهند چون اهمیت بسیار زیادی در بارگیری پروتئین در بدن دارد.

ویتامین B6 همچنین به حفظ ثبات قند خون در سطح نرمال کمک می کند که برای افرادیکه مشکل انسولین دارند، مثل افراد دیابتی یا آنها که قند خونشان پایین است، بسیار مهم است.

و آخر اینکه ویتامین های B در جلوگیری از افسردگی نیز وثرند و احتمال ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی را نیز پایین می آورند.

موادغذایی حاوی ویتامین B

ویتامین های B معمولاً در نان یا محصولات نانی یافت می شوند، چون خمیر نان منبع بسیار خوبی از این ماده مغذی است.

علاوه بر این منبع، منابع زیر نیز مملو از ویتامین B هستند:

  • سیب زمینی
  • موز
  • عدس
  • فلفل
  • ماهی تن
  • دانه ها
  • آجیل
  • تخم مرغ
  • سیریال های صبحانه
  • برخی از انواع نوشابه های انرژی زا
  • سینه مرغ
  • آب گوجه فرنگی

مقدار مصرفی توصیه شده برای ویتامین B

از آنجا که ویتامین های B محلول در آب هستند، به هیچ عنوان در بدن ذخیره نمیشوند و اگر بیشتر از حد مورد نیاز مصرف شود، روزانه از بدن دفع می شود. از اینرو واجب است که هر روز به مقدار لازم از این ویتامین مصرف کنید تا دچار کمبود نشوید.

مقدار توصیه شده برای مصرف ویتامین  B6، 1.3 میلیگرم در روز تا سن 50 سالگی و بعد از آن 1.7 میلیگرم در روز است. اما معمولاً توصیه می شود که اگر میزان کالری های مصرفیتان 200 کالری عادی در روز است، مصرف خود را تا 2 میلیگرم در روز بالا بیاورید.

برای اکثر افراد، به شرط اینکه از انواع و اقسام موادغذایی در رژیم خود استفاده کنند، مشکلی در تامین ویتامین های B مورد نیاز بدن نخواهد بود. مسموم شدن زا این ویتامین فقط زمانی اتفاق خواهد افتاد که مقدار بسیار زیادی از این ماده را به صورت مکمل استفاده کنیم و زمانیکه چنین مسئله ای رخ دهد، اختلالات عصب شناختی یا بیحسی و کرختی در فرد ایجاد خواهد شد.

علائم کمبود این ویتامین شامل موارد زیر است اما دقت کنید که فقط محدود به اینها نیست: زخم شدن زبان، کج خلقی و زودرنجی، گیجی، احساس افسردگی، تشنج.

اطمینان یابید که در رژیم غذایی خود به میزان کافی از موادغذایی حاوی ویتامین B استفاده می کنید. حتی آنهایی که رژیم های کم کربوهیدرات را دنبال می کنند و به مقدار خیلی کمی از موادغذایی حاوی مخمر استفاده می کنند، می توانید نیاز خود به این مکمل را با مصرف غذاهایی مانند ماهی، سینه مرغ، و آجیل برطرف کنند. انواع و اقسام مکمل های ویتامین B کمپلکس نیز در بازار موجود است که درصورت وجود کمبود می توانید از آنها استفاده کنید.

دلسوخته

 

چهارشنبه 15 خرداد ماه سال 1387
۸ دلیل پایین نیامدن وزن
نوشته شده توسط پویا در ساعت 07:37
موضوع: تغذیه و تناسب اندام
 

1. نوشیدن الکل و نوشابه های گازدار

با ایـنکه مـقدار چربی زیادی در اکثر نوشیدنی های الکلی
وجود ندارد اما به خاطر کالری بالای الکل موجب اضافه وزن
می شوند. انـرژی و کـالـری مـوجود در الـکـل بـاید بلافاصله
سوزانده شود،وقتی بدنتان سرگرم سوزاندن کالری اضافی
موجود در این نوشیدنی است، شما انتخاب دیگری ندارید
مگر اینکه بیشتر کالری های مصرف شده دیـگر از غـذاهای
سالم را ذخیره کنید.

نوشـیدنیهای گازدار الکلی حتی بدتر از نوشیدنیها الکـلی
هستند و مـقدار بسیـار زیادی کالری از قند اضافه شده به
آن وارد بدنتان می کنند. حتـی مـصرف نوشابه های گازدار
معمولی را هم باید بخاطر تاثیری که بر قند خون میگذارد،
در رژیـم غذاییـتان مـحدود کنـید. پـس اگر قصد پایین آوردن
وزنتان را دارید، بهتر است برای نوشیدنـی تا حـد امکان از
آب معدنی استفاده کنید.

2. ورزش یا فعالیت فیزیکی کم

همه ما می دانیم که برای لاغر ماندن باید ورزش کنیم اما خیلی از مردم هنوز هم به اندازه کافی ورزش و فعالیت جسمانی در برنامه زندگی خود ندارند تا کالری های مصرفی اضافه را بسوزاند یا بر متابولیسم کند خود غلبه کنند. باید در اکثر ساعات بیداری خود فعالیت فیزیکی داشته باشید، یا حداقل سه جلسه در هفته، 20 تا 30 دقیقه ورزش کنید. اگر اضافه وزنتان خیلی زیاد است و برای ورزش کردن مشکل دارید؛ بهتر است از فعالیت های سبک تر و تفریحی تر استفاده کنید.

خیلی از افراد از رفتن به باشگاه و انجام همان برنامه تمرینی مشابه همیشگی خسته می شوند. وقتی برنامه تمرینی برایتان خسته کننده شود، حتماً باید آنرا تند تند عوض کنید چون انجام تمرینات تکراری و خسته کننده می تواند چربی سوزی شما را خراب کند. بدن ما خیلی زود به ورزش عادت می کند و تکرار چیزی که بدنتان خیلی راحت بتواند آنرا کامل کند هیچگونه تغییر فیزیکی ایجاد نمی کند. بله، هنوز هم کالری خواهید سوزاند اما اگر بدنتان به وضعیت کنونی مصرف کالری روزانه تان عادت کند، دیگر وزنتان پایین نمی آید. یک راه بسیار عالی برای بالا بردن نتیجه این است که با امتحان کردن انواع مختلف ورزش ها و فعالیت ها، بدنتان را وارد چالش کنید؛ شنا، اسکیت، رقص، یا حتی صخره نوردی. وقتی ورزش کردن برایتان شکل تفریح پیدا کند و لذت بخش باشد، به مدت طولانی تری آنرا انجام می دهید و کالری بسیار بیشتری خواهید سوزاند.

3. پایین آمدن متابولیسم

رژیم های غذایی کم کالری در هفته های اول خیلی خوبعمل می کند اما بعد از مدتی دیگر تاثیری در کاهش وزن نخواهند داشت. دلیل آن این است که متابولیسم شما پایین آمده و درنتیجه به این مقدار محدود مصرف کالری عادت می کند. اگر با پایین آوردن بیشتر کالری های مصرفی به این مسئله واکنش دهید، احتمالاً اینبار فقط عضلاتتان را از بین می برید و دوباره روند کاهش وزنتان به رکود می رسد. این چرخه تا جایی ادامه می یابد که تصمیمتان برای پایین آوردن کالری مصرفی منحل می شود و دوباره به وضعیت تغذیه سابقتان برمی گردید. اما رمز اینکار این است که مقدار کالری مصرفی را کم کم پایین بیاورید، و در عین حال از موادغذایی خوب و مقدار کافی پروتئین برای جلوگیری از از دست رفتن عضلات، استفاده کنید. انجام تمرینات بدنسازی به شما کمک می کند متابولیسمتان را بالا ببرید و چربی سوزیتان را تسریع کنید.

4. ندیده گرفتن وعده های غذایی

ساده به نظر می رسد، کمتر می خورید و حتماً وزن کم می کنید. به همین دلیل خیلی از افراد در بعضی از وعده ها غذا نمی خورند و بدن را به حالت گرسنگی مفرط می کشانند، و برای حفظ آمینواسیدهای لازم برای بدن، عضلات تجزیه می شوند و نتیجه آن چیزی نیست جر پایین آمدن متابولیسم. همچنین اگر اجازه بدهید قند خونتان خیلی پایین بیاید، دردهای شدید گرسنگی را متحمل می شوید و احتمال این وجود دارد که به پرخوری مفرط کشانده شوید. پس سعی کنید غذاهای سالم و مقوی اما کم حجم و سبک در 5 الی 6 وعده در روز بخورید. روزتان را با یک صبحانه خوب و سالم شروع کنید که حاوی پروتئین باکیفیت باشد. باید یاد بگیرید که چطور با این روش غذا خوردن قند خونتان را تنظیم کنید.

5. مصرف زیاد قند و نمک

قند و نمک اضافی معمولاً در بسیاری از غذاهای فراورده ای با هم مخلوط هستند. مصرف مقدار زیادی قند در یک وعده غذایی باعث بالا رفتن قند خون می شود؛ بدن باید به این وضعیت واکنش داده و آن را دوباره پایین بیاورد. نتیجه آن این است که قسمت اعظم آن قند اضافی به شکل چربی در بدن ذخیره می شود. اینجاست که خیلی از افراد که عادت به خوردن نوشابه دارند که فاقد چربی است متعجب می شوند و نمیدانند که چطور ممکن است این ماده باعث ذخیره شدن چربی در بدنشان شود. پس سعی کنید تا حد امکان مصرف قند را پایین بیاورید.

نمک هم باعث سردرگمی می شود چون کالری ندارد اما می تواند منجر به افزایش وزن شود. نمک باعث می شود بدن آب در خود ذخیره کند، در نتیجه با مصرف مقدار زیادی نمک ممکن است برخی افراد احساس کنند که چاقتر می شوند. پس سعی کنید رژیم غذایی را دنبال کنید که بیشتر در آن از موادغذایی طبیعی و غیرفراورده ای استفاده شده باشد.

6. ننوشیدن آب به میزان کافی

در یک روز متوسط، بدن اکثر افراد دچار بی آبی می شود چون خیلی بیشتر از آنچه آب در طول روز می نوشند بدنشان آب از دست می دهد. آنها اکثراً این را متوجه نمی شوند چون مرکز تشنگی در بدن خیلی دقیق نیست. گاهی اوقات کمبود آب در بدن می تواند دردهای گرسنگی را به همراه داشته باشد، چون خیلی از ما مقدار آب مورد نیاز روزانه مان را از موادغذایی تامین می کنیم. اگر به اندازه کافی آب نمی نوشید و معمولاً احساس گرسنگی می کنید، هوس شما به غذا ممکن است به خاطر تشنگی باشد نه گرسنگی. آب همچنین به بالا بردن سطح انرژی بدن نیز کمک می کند، درنتیجه می تونید خیلی بهتر ورزش کنید تا کالری بسوزانید و وزنتان را پایین بیاورید. پس سعی کنید در روز حداقل 8 لیوان آب بنوشید.

7. سهم های غذایی نادرست

وقتی برای کم کردن وزنتان رژیم می گیرید، فلسفه قدیمی هنوز هم که هنوزه کاربرد دارد "کم بخورید تا وزنتان پایین بیاید." گرچه همانطور که در موارد بالا گفتیم هیچیک از وعده های غذایی را نباید نادیده بگیرید، اما راه حل این است که کم بخورید و مداوم بخورید. خوردن غذای سبک در وعده های غذایی بیشتر کاهش وزنتان را تسریع میکند.

8. اهداف غیرواقعی

ایجاد هدف هایی که دست یافتن به آنها خیلی سخت باشد یا هدف هایی که خیلی غیرواقعی باشند از جمله دلایلی است که تلاش شما برای کاهش وزن را ناکام میگذارد. وقتی تیپ بدنیتان اندومورف باشد (تیپ بدنی چاق و فربه) عاقلانه نیست اگر بخواهید اندام یک مانکن را پیدا کنید. رسیدن به اهدافتان در موفقیت شما اهمیت زیادی دارد. اگر به هدف هایتان دست پیدا نکنید، ممکن است آخر کار احساس کنید فردی شکست خورده هستید و هم انگیزه خود را از دست داده و ناامید و مایوس شوید.

سعی کنید هدف هایی کوچک و سهل الوصول برای خود پیدا کنید تا انگیزه ای باشد برای موفقیتتان. کم کردن همان یک کیلو وزن در هفته که معمولاً توصیه می شود ممکن است خیلی کند به نظر برسد اما حداقل آن این که بدون هیچگونه سختی و مشکلی می توانید به آن دست پیدا کنید. آنوقت است که حس پیروزی به شما دست می دهد و یک قدم به هدف کلی و بزرگتان که رسیدن بهوزن ایدآل است نزدیک میشوید.

دلسوخته

 

چهارشنبه 15 خرداد ماه سال 1387
۶ نوع متداول کم خونی
نوشته شده توسط پویا در ساعت 07:36
موضوع: سلامتی و بهداشت

کم خونی انواع مختلفی دارد. کم خونی وضعیتی است که در آن مقدار گلوبول های قرمز خون برای تامین نیاز اکسیژن بدن با کمبود مواجه می شود. دریافتن انواع مختلف این نوع بیماری می تواند به تشخیص علائم و پیشگیری از آن به شما کمک کند.

کم خونی ناشی از کمبود آهن

کمبود آهن وضعیتی است که در آن میزان آهن موجود در جریان خون بسیار کم میشود. این نوع کم خونی بیشتر بین نوجوانان و خانم ها قبل از دوره یائسگی متداول است. از دست رفتن خون به خاطر عادت های ماهیانه طولانی، خونریزی های داخلی از معده و روده و یا اهداء خون به مقدار زیاد می تواند با این بیماری در ارتباط باشد. از دلایل دیگر این بیماری می توان به عادات بد غذایی و یا بیماری های روده ای شدید اشاره کرد.

علائم و نشانه ها:

1. رنگ پریدگی
2. سردرد
3. تحریک پذیری

علائم و نشانه های نوع شدیدتر این کم خونی:

1. تنگی نفس
2. تشدید ضربان قلب
3. شکننده شدن موها و ناخن ها

درمان این نوع کم خونی معمولاً از طریق مصرف مکمل های غذایی آهن و داروهای رژیمی صورت می گیرد.

کم خونی ناشی از کمبود اسید فولیک

این نوع کم خونی به خاطر کمبود اسید فولیک، یکی از انواع ویتامین های B، در جریان خون بدن ایجاد می شود. این مشکل معمولاً به خاطر مصرف ناکافی اسید فولیک، که بیشتر در سبزیجات یافت می شود، اتفاق می افتد. مصرف بی رویه مشروبات الکلی نیز می تواند در این نوع کم خونی دخیل باشد. طی دوران بارداری یا کودکی که اسید فولیک بیشتری توسط بدن مصرف می شود، ممکن است این بیماری بروز کند. همچنین ممکن است بعنوان یکی از عوارض جانبی سایر مشکلات و اختلالات خونی ایجاد شود.

علائم و نشانه ها:

1. ضعف
2. خستگی
3. زوال حافظه
4. تحریک پذیری

می توان با مصرف موادغذایی که حاوی اسید فولیک باشند مثل جگر گاو، مارچوبه و لوبیای قرمز از این بیماری جلوگیری کرد.

کم خونی بدخیم

این نوع کم خونی معمولاً در افراد بین 50 تا 60 ساله اتفاق می افتد و به خاطر کمبود ویتامین B12 ایجاد می شود. این بیماری ممکن است ارثی باشد اما برخی از انواع این بیماری می تواند به خاطر بیماری ها و مشکلات خودایمن بدن باشد. افرادیکه دچار بیماری های خودایمن هستند، بیشتر در معرض ابتلا به کم خونی مهلک و بدخیم قرار دارند.

علائم و نشانه ها:

1. خستگی
2. تنگی نفس
3. تپش قلب
4. بیحسی و کرختی شدید

کم خونی ناساختنی

کم خونی آپلاستیک به خاطر کمبود یا فقدان گلوبول های قرمز خون در بدن ایجاد میشود. این مشکل ممکن است به خاطر جراحت هایی که در آن بافت های سازنده خون در مغز استخوان از بین می رود. به این دلیل، بیمار قادر به مقابله با بیماری ها نیست و خونریزی زیادی خواهد داشت.

علائم و نشانه ها:

1. بیحالی و سنگینی
2. رنگ پریدگی
3. لکه های خونریزی زیرپوستی
4. خونریزی
5. تشدید ضربان قلب
6. عفونت
7. نارسایی قلبی وابسته به تراکم

بروز این نوع کم خونی دلیل قطعی ندارد اما گفته می شود به خاطر برخی سموم و یا ویروس هپاتیت ایجاد می شود.

کم خونی یاخته داسی

این نوع کم خونی طبیعتی ارثی دارد و درنتیجه یک نوع غیرعادی از گلوبول های قرمز خون ایجاد می شود. کم خونی یاخته داسی بیماری خطرناک و کشنده است و هیچ راه پیشگیری برای آن وجود ندارد.

علائم و نشانه ها:

1. حملات درد در دست ها، پاها و شکم
2. زرد شدن سفیدی چشم
3. تب
4. خستگی مزمن
5. تشدید ضربان قلب
6. رنگ پریدگی

مشکلات این بیماری شامل ایجاد زخم هایی در پاها، شوک، خونریزی بینی، و مشکلات و اختلالات استخوانی می باشد.

زیاد شدن گویچه های سرخ یا پلی سیتمی حقیقی

این بیماری بیشتر در مردان میانسال اتفاق می افتد و در آن گلوبول های قرمز و سفید خون و پلاکت های خونی افزایش می یابند. در این بیماری تولید این گلوبول ها سرعت پشمگیری پیدا می کند و سلول های مغزاستخوان زودتر از حالت عادی بالغ می شوند. علت این بیماری هنوز ناشناخته است.

علائم و نشانه ها:

1. ارغوانی شدن رنگ پوست
2. قرمز شدن چشمها
3. سردرد
4. گیجی
5. بزرگ شدن طحال

گرچه ممکن است علائم و نشانه های کم خونی کمی دشوار باشد اما خوشبختانه می توان گفت که اکثر  انواع آن را می توان از طریق دارو و ایجاد تغییر در رژیم غذایی به طور موثری کنترل کرد.

واریس

سیاهرگ، یک رگ خونی است که خون را در تمام نقاط بدن حمل می کند. به طور طبیعی، این سیاهرگ ها کار خود را مانند یک دستگاه پمپ سالم و خوب روغنکاری شده انجام می دهند، اما گاهی اوقات این رگ ها شکسته شده و جریان خون غیرعادی خواهد شد.

مطمئن هستم که اکثر ما کسانی را می شناسیم که در قسمت های پایین و قوزک پا دچار گشاد شدن و پیچیده شدن رگ های خونی هستند که واریس نام دارد.

واریس می تواند در هر قسمت بدن ایجاد شود اما در قسمت های پایینی بدن متدول تر است.

این سیاهرگ ها ممکن است به خاطر عوامل ژنتیکی به این صورت درآیند اما این تنها دلیل آن نیست. از عوامل مهم دیگر در بروز واریس می توان به بارداری و یا ایستادن های طولانی مدت اشاره کرد. چاقی نیز می تواند در این زمینه نقش داشته باشد. فشار ناشی از وزن اضافه نیز می تواند منجر به ایجاد واریس و شکسته شدن رگ های خونی شود.

علائم و نشانه های واریس نه تنها رگ های بدمنظر طناب شکل است، بلکه دردها و گرفتگی های مداوم،  ورم و خستگی پس از مدتی سرپا ایستادن نیز جزء علائم این بیماری است.

رنگ پوست نیز ممکن است تغییر کرده و قهوه ای مانند شود که رکود رنگدانه های پوستی نام دارد. این مشکل نیز از شکسته شدن رگ های خونی و تراوش خون به منطقه آسیب دیده ایجاد شود و در افرادی که به مدتی طولانی به این مشکل مبتلا بوده اند اتفاق می افتد.

معمولاً تشخیص این مشکل از طریق مشاهده قابل انجام است اما گاهی اوقات از طریق پروسه ای که فلبوگرافی (پرتونگاری از سیاهرگ ها) نامیده می شود. این عملیات کاملاً بدون درد یوده و در آن محلولی خاص را وارد جریان خون می کنند. آنگاه تصویر رگ ها را برای تشخیص اختلالات و ناهنجاری های موجود در جریان خون و فشار رگ ها، برمی دارند.

شیوه تشخیص دیگر استفاده از اشعه فرابنفش برای آزمایش جریان خون در شریان های اصلی خون در دست ها و پاها است. این شیوه اولتراسونوگرافی دوپلر نام دارد. فرابنفش، یکی از امواج صوتی با فرکانس بالاست. این عملیات با اعمال یک ژل محلول در آب در بدن انجام می شود و سپس یک ابزار دستی به نام ترانسدوکتور روی ناحیه مورد نظر کشیده می شود.

درمان واریس می تواند به سادگی استفاده از جوراب های کشی متراکم، کنترل وزن، انجام ورزش در سطح متوسط، اجتناب از ایستادن های طولانی مدت و بالا نگه داشتن پاها در صورت امکان باشد.

روش درمانی دیگر اسکلرودرمانی فشرده نام دارد. در این عملیات، نقاطی از رگ ها که جریان خون در آنها غیرعادی است، تشخیص داده شده و با تزریق مداوم ماده ای به نام اسکلروسانت، رفع می شود.

در موارد حاد، استفاده از عملیات جراحی که لیگاسیون یا بستن رگ نام دارد، ضروری خواهد بود. طی این عمل جراحی، یک یا دو شکاف بر روی رگ های واریسی ایجاد کرده و بعد رگ بسته می شود. اگر چندین قسمت رگ گسسته شده و خود رگ شدیداً آسیب دیده باشد، رگ (یا بخش اسیب دیده آن) معمولاً برداشته می شود. شکافی در زیر رگ واریسی ایجاد کرده، ابزاری انعطاف پذیر روی رگ تا شکاف اولیه کشیده میشود و بعد رگ را گرفته و برمی دارند.

اگر شما نیز به واریس مبتلا هستید، حتماً باید به دنبال درمان های پزشکی باشید. پرشک شما راه ها و روش های مختلف درمانی را به شما معرفی کرده و به شما برای مراقبت از وضعیتتان کمک می کند.

خطرات ترومبوز رگ های خونی

ترومبوز به وضعیتی الحاق می شود که در آن در رگ های خونی، به ویژه در ناحیه پا، لخته ایجاد می شود. این مسئله می تواند در سایر قسمت های بدن نیز اتفاق بیفتد. لخته های خون درون رگ ها معمولاً در ناحیه ران پا وخیم تر از لخته های ایجاد شده در قسمت های پایینی پا هستند. این مشکل با درد همراه بوده و اگر به ریه ها برسد مشکلات مختلفی را به دنبال خواهد داشت. اگر لخته موجود در یک رگ خونی قطع شده و در جریان خون شروع به حرکت کند، ممکن است به ریه برسد. این مشکل انسداد خون ریوی نام دارد که مشکلی بسیار جدی و خطرناک است و ممکن است منجر به مرگ شود.

این مشکل در افراد چاق و افراد بالای 40 سال شایع تر می باشد. دلایل این بیماری عبارتند از: سفرهای طولانی هوایی و سفرهای طولانی مدت با اتومبیل، قطار و ... یا نشستن های طولانی مدت.

علائم این مشکل: ورم کردن پاها، درد و ناراحتی در پا—این درد ممولاً در یکی از پاها احساس می شود و معمولاً در مواقع ایستادن یا راه رفتن رخ می دهد، احساس گرمای بیش از حد در قسمتی از پا که ورم کرده یا درد می کند، قرمز شدن رنگ پا.

اهداف اصلی در درمان این مشکل عبارتند از: جلوگیری از بزرگ شدن لخته ها، جلوگیری از قطع شدن لخته ها و رسیدن به ریه ها، کاهش احتمال ایجاد لخته های خونی دیگر.

تمرین دادن پاها هر یک ساعت یکبار می تواند از بروز این مشکل جلوگیری کند. در موقع رانندگی حتماً هر از چند گاهی به خود استراحت داده و از ماشین پیاده شوید و کمی راه بروید و یا در قطار و هواپیما از جای خود برخاسته و کمی قدم بزنید..

راه های پیشگیرنده دیگر عبارتند از:

از مصرف قرص های خواب آور خودداری کنید. این قرص ها فرد را دچار سکون و بی حرکتی کرده و احتمال لخته شدن خون را در شریان ها افزایش می دهد؛ لباسهای گشاد و راحت تن کنید؛ از چهارزانو نشستن به مدتی طولانی خودداری کنید؛ آب بدنتان را با مصرف کافی مایعات تامین کنید؛ از جوراب های مخصوص ضد واریس استفاده کنید. این جوراب ها فشار خفیفی در پا ایجاد می کند که البته عوارض جانبی خاصی هم دارند: اگر یکسره در طول روز پوشیده شوند در فرد ایجاد ناراحتی می کند، پوشیدن آنها مخصوصاً برای افراد سالخورده یا چاق کمی دشوار است، در فرد ایجاد گرما می کند.

برخی از پزشکان مصرف آسپیرین را به خاطر تاثیر رقیق کنندگی خون آن توصیه میکنند. البته مصرف این قرص برای کودکان مناسب نیست و ممکن است عوارض جانبی داشته باشد. از اینرو مصرف آن حتماً باید با توصیه پزشک باشد.

دلسوخته

 

چهارشنبه 15 خرداد ماه سال 1387
عادات سالم در زندگی
نوشته شده توسط پویا در ساعت 07:35
موضوع: سلامتی و بهداشت

انتظار ندارید که ماشینتان بدون تعویض روغن موتور، 100،000 کیلومتر راه برود، پس چرا توقع دارید که سلامت بدنتان بدون قوت لازم تامین شود؟ با به کار گیری عادات زیر در زندگی روزمره تان، سلامت عمومیتان را تضمین کنید.

8 لیوان در روز آب بنوشید

سالیان سال است که سعی دارند این عادت سالم را د رمغز ما فرو کنند اما هنوز هم آن را رعایت نمی کنیم. واقعیت این است که باید در روز به اندازه کافی آب بنوشید. برحسب اینکه کجا زندگی می کنید (در نواحی خشک یا بارانی)، نیاز شما به آب کمتر و بیشتر می شود. اگر زیاد ورزش می کنید و حین ورزش زیاد عرق می کنید، به آب بیشتری نیاز دارید. درغیر اینصورت روزی 8 لیوان آب برای شما کافی است. مصرف آب شما باید آنقدر باشد که ادرارتان کاملاً شفاف باشد. با مصرف آب کافی، آب مورد نیاز برای تنظیم دمای بدن، تصفیه مواد زائد، و حمل اکسیژن و موادمغذی به سلول ها و غیره تامین می شود.

در روز 10 وعده از میوه ها و سبزیجات استفاده کنید

ممکن است به نظرتان زیاد برسد، اما وعده ها را باید بشمارید نه تعداد سیب و پرتقال هایی که میخورید. 10 وعده در روز یعنی حدود 5 فنجان میوه و سبزیجات. مثلاً یک سیب کامل را می توانید در دو وعده بخورید. یک فنجان اسفناچ پخته هم دو وعده به حساب می آید. در آخر، باید در هر وعده غذایی و بعنوان میان وعده و تنقلات از میوه ها و سبزیجات استفاده کنید.

تحقیقی که در دانشگاه هاروارد انجام گرفت، نشان می دهد که افرادیکه 5 تا 8 وعده در روز از میوه ها و سبزیجات استفاده می کنند، %30 کمتر از سایرین دچار حملات قلبی می شوند. همچنین میوه ها و سبزیحات انرژی لازم را برای بدنتان فراهم کرده و به تثبیت وزنتان هم کمک می کند.

30 دقیقه در روز پیاده روی کنید

بدن شما جزء تنها دستگاه هایی است که با استفاده بیشتر تقویت می شود. کمی در مورد آن فکر کنید: هر دستگاه دیگری که فکر کنید، با استفاده بیشتر، تحلیل می رود اما شما با ورزش و تحرک احساس بهتری پیدا می کنید، قوی تر می شوید و راحت تر نفس می کشید.

پیاده روی درواقع یکی از ساده ترین و راحت ترین عادات سالمی است که می توانید وارد زندگیتان کنید. برای وارد کردن زمان بیشتر برای پیاده روی در روز، می توانید اتومبیلتان را کمی دورتر از محل کار پارک کنید و بقیه راه را پیاده بروید و برگردید. مطالعات نشان می دهد که پیاده روی سلامت قلبی-عروقی شما را افزایش می دهد و طول عمرتان را بیشتر میکند.

سه زنگ تفریح در روز داشته باشید

خیلی سخت است که بخواهید صبح تا شب مدام مشغول کار باشید، با ایجاد چند وقفه بین ساعات کار می توانید استرستان را پایین بیاورید و این مسئله جداً به سلامتتان کمک می کند. همه ما می دانیم که کار استرس می آورد، و وقتی که استرس پیدا می کنید، کورتیزول در خونتان بالا می رود تا بدنتان را برای موقعیتی پرفشار آماده کند. این مسوله باعث آسیب رسانی به سیستم ایمنی بدن، دستگاه گوارش، و دستگاه تناسلی می شود. اگر واقعاً استرس داشته باشید، بدنتان آدرنالین ترشح می کند که فشار خون را بالا برده و ضربان قلب را زیاد می کند. با مرور زمان، بالا بودن مداوم کورتیزول و آدرنالین مشکلات جدی را برای سلامتی شما به همراه خواهد داشت. پس هر از چند گاهی از پشت کاپیوترتان بلند شوید و در هوای آزاد نفس عمیق بکشید.

فقط یک عدد شیرینی در روز بخورید

اگر ذائقه تان شیرین است، سعی کنید آن را کنار بگذارید. قند سرشار از کالری است و معمولاً چربی هم در خود دارد (به شکل شیرینی و شکلات) که آنهم سرشار از کالری است. بعلاوه، قند (و وزن) زیاد در طول زندگی می تواند منجر به دیابت نوع 2 شود که بیماری بسیار خطرناک است و عواقب جدی را برای سلامتیتان به همراه دارد. پس تا می توانید کمتر شکلات و شیرینی مصرف کنید.

در هفته فقط یک بطری کوچک نوشابه بنوشید

نوشابه می تواند عوارض جدی را برای سلامتیتان به همراه داشته باشد. اول اینکه کالری خالص است—شکر بدون هیچ ماده مغذی. و این کالری ها هیچ جا نمی روند مگر دور شکمتان. دوم اینکه اکثر نوشابه ها حاوی مقدار بالایی فروکتوز شهد ذرت هستند که شهد بسیار شیرینی است که قند خونتان را بالا می برد و باعث می شود کبد موادشیمیایی بیشتری برای بستن رگ های خونی تولید کند.

دو بار در روز دندانهایتان را مسواک کنید و از نخ دندان استفاده کنید

اگر قرار باشد بعد از هر غذا مجبور شوید که دندانهایتان را مسواک بزنید، لذت بردن از سلامت جسمی برایتان کار دشواری خواهد بود. خوب است که هر روز دندانهایتان را مسواک بزنید و از نخ دندان استفاده کنید. بااینکار می توانید تا پایان عمرتان کباب به دندان بکشید و بلال گاز بزنید. همچنین مطالعات نشان می دهد که باکتری های موجود در دهان نقش مهمی در بیماری های قلبی ایفا می کنند. بالا بودن مقدار باکتری های موجود در دهان، احتمال ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی را افزایش می دهد.

سالم زندگی کنید

کمی مراقبت و توجه، فواید خیلی زیادی را برایتان به ارمغان می آورد. کارهایی که در این مقاله به آنها اشاره کردیم، ممکن است به نظرتان آزار دهنده و سخت بیاید اما مطمئن باشید که سلامت شما را تضمین می کند و عمرتان را هم بیشتر می کند. خوب غذا بخورید، خوب ورزش کنید و استرستان را هم از بین ببرید، تا شاد و سالم زندگی کنید.

دلسوخته

 

چهارشنبه 15 خرداد ماه سال 1387
سیستم عامل مغز
نوشته شده توسط پویا در ساعت 07:34
موضوع: سلامتی و بهداشت
 

گاهی اوقات پیچیدگی مباحثی که در علوم انسانی مطرح
می شـود آنقـدر زیـاد اسـت که نمی توان تنها با طرح چند
سوال کلی از تمام رازهای موجود پرده بـرداری نمود. شاید
برای کسب اطلاعات موثق در یک زمیـنه خاص، لازم باشد
چندین مقوله مرتبط و در عین حال متفاوت را مـورد بـحث و
بررسی قرار دهیم تا بتوانیم به یک جمع بندی عمومی در
مـورد مـوضوعی خاص دست پیدا کنـیم. تحـقیق و بررسی
پـیرامون پـاره ای از مـباحث آنقـدر چـالش بــرانگیز است که
پاسخ به چند سوال سطحی و پیش پا افتاده کاری از پیش
نـخواهد برد. از جمله عنوان های دشوار و پیچیـده عـلمی،
بررسی کنش و واکنش های موجود در ذهن و نحوه عملکرد مغز می باشد. به طور روزانه پرسش های متفاوتی در این مورد به ذهن هر بشری خطور می کند. از جمله این معماهای بی پاسخ می توان به موارد زیر اشاره کرد: عملکرد حقیقی مغز به چه صورت است؟ مغز چگونه می تواند کارهای متفاوتی را از لحظه ای به لحظه ی دیگر انجام دهد؟ اجزای داخلی این ارگان چگونه با یکدیگر ارتباط داخلی برقرار می کنند؟

این عضو چگونه داده هایی با کیفیت حسی را دریافت نموده و آنها را با دانش و تجربه ی منسجم و منطقی ما از جهان خارج مرتبط می سازد؟

چگونه این قبیل داده های حسی را با قضاوت های آگاهانه و اختیاری همراه ساخته و ما را قادر به استدلال و استنتاج می نماید؟

چگونه احساسات و عواطف را با داده های حسی در می آمیزد؟

مغز چگونه سلسله مراتب کارهایی که ملزم به انجام آن هاست را سازماندهی میکند؟ به عنوان مثال چگونه می تواند توجه ما را به مسئله ای جلب کند؟ سلسله مراتب متمرکز کردن فکر و توجه بر روی مطلبی خاص، بسته به چه ترتیبی در ذهن انجام میپذیرد؟ چه نیرویی در مغز وجود دارد که به ما این امکان را می دهد تا اشکال را از زمنیه ای که در آن قرار گرفته اند تشخیص دهیم؟

اگر به این سوالات با دقت بیشتری نظر بیفکنیم، قطعاً به این نتیجه می رسیم که باید با توجه بالاتری به واکنش های موجود در مغز نگاه کنیم. اگر بخواهیم به طور تفضیلی تر به بررسی عملکرد مغز بپردازیم می توانیم به طور اخص پرسش های ذیل را مطرح نماییم:

مغز چگونه میان رخدادهای ناپیوسته ارتباط ایجاد می کند، چگونه اعمال بالقوه ای را که فرد می تواند در مورد موضوع خاصی انجام دهد را در خود به تصویر می کشد؟ این تجربه ذهنی وابسته به چه منبعی است و از کجا تغذیه می شود؟ این استمرار و پیوستگی یکپارچه و شگرف از کجا نشات می گیرد؟

تصاویر مادی و غیر مادی به چه شکل و با استفاده از چه تجهیزاتی در ذهن ثبت میشوند؟ سازماندهی تصاویر ایستا و پویا در کدام بخش از مغز شکل می گیرند؟ چگونه است که حتی اگر سرمان را هم تکان دهیم و نگاهمان را به سمت دیگری معطوف کنیم، باز هم تصاویر قبلی که مشاهده نموده ایم در ذهنمان از پویایی اولیه ی خود برخوردار خواهند بود؟

فرایند رعایت ترتیب و توالی به چه نحوی در مغز رعایت می شود؟ چگونه می توانیم ترتیب رعایت کلمات و یا اعداد و ارقام را در ذهن خود به صورت ثبت شده داشته باشیم؟

مغز چگونه عملکرد "حافظه ی کوتاه مدت" و "حافظه ی بلند مدت" را کنترل می کند، چگونه می توانیم ایده ای را در ذهن خود نگه داریم و بعد یادمان باشد که در مورد آن باید فکر کنیم؟ حافظه صرفاً به چه معنایی است؟ خاطرات در کجا ثبت می شوند؟ یاداوری چیست؟

مغز چگونه می تواند تمام وقایع حتی کوچکترین اتفاق هایی که در سال های بسیار دور برایمان رخ داده اند را در خود ثبت و ضبط کند؟

چگونه است که رد پایی از تمام وقایع در ذهن ما وجود دارد؟ (به ویژه اگر یادتان بیاید که دیروز برای نهار چه غذایی میل کرده اید؟)

و نهایتاً این ارگان شگفت انگیز چگونه می تواند به کلیه اطلاعات محرمانه ای که در خود ذخیره کرده، در هر زمانی که لازم باشد بدون نیاز به هیچگونه کد و یا رمز عبوری دسترسی آنی داشته باشد؟ اطلاعات در عین حالی که محرمانه هستند به همان اندازه هم در دسترس هستند! تعجب آور نیست؟

زمان و اهمیت آن

با اتکا به پژوهش های جدید علمی، ثابت شده است که ذخیره سازی اطلاعات در مغز تنها با تکیه بر تعداد زیادی نرون (سلول های عصبی مغزی) مقدور نخواهد بود. البته نقش این یاخته های عصبی در این مورد بخصوص به هیچ وجه قابل اغماض نخواهد بود اما به این صورت هم نیست که تنها با استفاده از نرون ها بتوان وقایع را با سرعت بالایی ارزیابی نمود و متعاقباً واکنش منحصر بفردی نسبت به آن از خود نشان داد. کاملاً واضح است که فعالیت نرونی یکی از شروط لازم برای فعال نگه داشتن عملکرد ذهنی هستند اما باید توجه داشت که به عنوان شرط کافی به حساب نمی آیند و فاکتورهای دیگری در این میان وجود دارند که نقش آنها کمرنگ تر از فعالیت های یاخته های عصبی مغز نیست. یکی از این عوامل موثر "بازه ی زمانی" است. کلیه فعالیت های مغزی با در نظر گرفتن زمان معنا پیدا می کنند. این زمان است که به کلیه ی عناصر ذهنی ما انسجام می بخشد و عکس العمل های مغز را سازماندهی می کند. بدون وجود این سازماندهی زمانی، کلیه فعالیت های فیزیکی و غیر فیزیکی از هم پاشیده می شوند. بد نیست بدانید که انسان ها تنها برای اینکه فقط زنده بمانند – و هیچ کار دیگری هم انجام ندهند - مغزشان باید به صورت همزمان چندین کار متفاوت را با رعایت زمان، تنظیم و تعدیل نماید. برای درک دقیقتر این فرایند باید عنوان کرد که در مرحله ی اول، اطلاعات و داده ها منحصراً در هر نرونی کد گذاری می شوند و سپس کلیه ی این اطلاعات در یکجا جمع شده و برای بار دیگر یک کد کلی بر روی آنها گذاشته می شود. به عبارت دیگر می توان گفت که یک تکه ی کوچک داده، باید ابتدا در هر یک از نزون های مرتبط تحلیل و بررسی شود و سپس به طور کلی در امتداد رشته های عصبی قرار گرفته و مجدداً مورد ارزیابی واقع شود. این روند نوعی همکاری و انسجام همزمان را در مغز طلب می کند. می بایست مکانیزمی برای کنترل بی نقصی هر یک از حلقه های زنجیر رشته ی عصبی -همان نرون ها هستند- که سیگنال های متفاوت را تجزیه و تحلیل می کنند، وجود داشته باشد. نباید این فرایند را دست کم گرفت چراکه ذهن در هر لحظه با شلیک پیاپی اطلاعات همراه است و نه تنها باید اطلاعات را سازماندهی کند بلکه باید عملکرد بخش های مختلف داخلی خودش را نیز تنظیم نماید. مغز نه تنها موظف است که اطلاعاتی را که همین چند لحظه قبل دریافت نموده را به صورت یکپارچه در خود کدبندی نماید، بلکه باید بر روی اطلاعات فعلی تمرکز کرده و در عین حال سنسورهای خود را آماده ی دریافت سیگنال های بعدی نیز بکند.

پژوهش های اخیر در حیطه ی علم عصب شناسی حاکی از نوعی مرکزیت در فعالیت های مغزی هستند. دانشمندان متعددی ادعا می کنند که به طور کلی مغز داده های مختلف را بر اساس یک بازه زمانی تحلیل و بررسی می نماید. این فرضیه با نام تئوری "الزام زمانی" جامعیت پیدا کرده است.

برخی از فعالیت های حیاتی رشته های عصبی موجود در مغز هستند که ما را ناخواسته به سوی یک چنین فرضیه ای هدایت می کنند. تحقیق و بررسی در مورد تجربیات ذهنی با اتکا به وقایع گذشته خیلی راحت تر انجام می شود تا اینکه بخواهیم دانش خود را با در نظر گرفتن احتمالات آینده و بررسی واکنش ها و رخدادهایی که ممکن است در زمان های آتی با آن مواجه شود، بسنجیم. زمانیکه گیرنده های حسی به واسطه ی یک محرک خارجی برانگیخته می شوند، سیگنال هایی را به نرون ها می فرستند. این لحظه درست زمانی است که یک نرون به وسیله یک محرک خارجی برانگیخته شده است. اما یک چنین تحریکی هیچ گاه به خودی خود برای ایجاد یک نوع کنش بالقوه کافی نیست و تنها با اتکا به تحریک یک نرون نمی توانیم انتظار داشته باشیم که شاهد یک واکنش خارجی بالفعل باشیم.

فعال سازی موفق یک نرون در کنار چیدمان متداول وقایع، عکس العمل های معنادار را در فرد ایجاد می کند. البته ناگفته نماند که کل پروسه ی ذکر شده در زمانی کمتر از ضریب ثانیه اتفاق می افتد. این مقوله را می توان با مثالی در مورد شمارش آرا بیشتر تفهیم نمود. برای شمارش صحیح آراء همیشه دو نفر در جایگاه ویژه ی شمارش قرار می گیرند. برای اینکه هر رای به عنوان یک امتیاز به حساب بیاید، در زمان شمارش هر دوی این افراد باید دست خود را بالا نگه دارند، در غیر اینصورت اگر تنها یکی از طرفین صحت رایی را تصدیق کند و دیگری چنین نظری نداشته باشد، آن رای به عنوان یک امتیاز به حساب نخواهد آمد. ارتباط فعالیت نرونی و چیدمان زمانی نیز به همین صورت است. به عبارت دیگر می توان گفت که نرون ها ردیاب هایی هستند که سیگنال ها را دریافت کرده و سپس با کمک چیدمان زمانی، وقایع منطبق و همرویداد را کشف می کنند و واکنش خارجی را شکل می دهند. به موجب این امر مبحث "زمان" در عملکرد مغز اهمیت بسیار زیادی پیدا می کند و می توان گفت که زمان عنصر انسجام را برای مغز به همراه دارد.

حال از جنبه ی دیگری به این مسئله می پردازیم؛ به این ترتیب که برخی از سیگنال های حسی در یک نقطه انشعاب سیناپسی مدوله شده و به سیگنال های دیگری که در زمان های مختلف به مغز ارسال شده اند می پیوندند. به این ترتیب کلیه ی سیگنال های حسی این امکان را پیدا می کنند که در آن واحد با سایر سیگنال های موجود ارتباط برقرار کنند. از سوی دیگر سیستم عصبی مغزی نیز این امکان را پیدا می کند که میان داده های حسی، یکپارچگی برقرار کرده و علاوه بر کد گذاری موردی داده ها، آن دسته از اطلاعاتی را که در ارتباط با یکدیگر هستند را دسته بندی کرده و واکنش صحیحی از خود نشان دهد. بنابراین می توان گفت که در هر یک از این انشعاب های سیناپسی و در هر بازه ای که در آن رخدادی انتقال می یابد و میان فعالیت نرونی و چیدمان زمانی توازن ایجاد می شود، سیستم عصبی یک رای دریافت می کند! شاید قدری پیچیده باشد، اما فقط یک چیز می توان گفت: نتیجه ی آن یا دریافت است یا عدم دریافت. این امر بر لزوم تقابل و همسنجی 1)زنجیره ی داده سنجی و 2)چیدمان زمانی می افزاید و بازه زمانی را بیش از پیش پر اهمیت می کند. انشعاب سیناپسی را می توان به عنوان دریچه ی بسیار باریکی از احتمال در نظر گرفت که سیگنال های ورودی جدید قادر هستند به صورت تناوبی از آن "عبور" کنند.

اما مطلب مهمی که در این میان باید توجه خاصی به آن مبذول داریم این است که زمانبدی موجود در مغز را می توان از دو جنبه ی زمانبدی موضعی و زمانبندی کلی مورد بررسی قرار داد. این امر سبب می شود که برقراری ارتباط میان بخش های مختلف مغز به مراتب آسان تر گردد. کوچک ترین خلل زمانی در محیط مغز، سبب عملکرد ناقص و پیدا شدن عیوب متفاوت در مغز می شود. ریشه ی بسیاری از بیماری های مغزی نیز عدم وجود زمانبندی مناسب است که فرایند ایجاد انسجام و یکپارچگی را از مغز سلب می کند. اما متاسفانه هیچ پژوهش و بررسی تا کنون نتوانسته است سیستم اصلی کنترل یک چنین زمانبدی منسجمی را در مغز معین کند و آنرا به عینیت برساند. در هیچ یک از تکنیک های شبیه سازی آزمایشگاهی که حتی "خیال" را در محیط لابراتور بازآفرینی کرده اند، باز هم نتوانسته این انسجام زمانی و یکپارچگی را به تصویر بکشند. گمان می رود که کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه نیازمند مطالعات بیشتری است.

یکی دیگر از عملکرد های شگفت انگیز مغز توانایی آن در ایجاد استمرار و پیوستگی بین وقایع مختلف است؛ بشر هنوز هم برای درک این عملکرد خارق العاده با مشکلات عدیده ای روبروست. تنها تعریفی که دانشمندان برای این امر ارائه داده اند این است که اظهار می دارند مغز به گونه ای از تکرار و تجدید رخداد های مختلف تصویر برداری کرده و رویداد های باز تکرار شونده و پر بسامد را در خود ضبط می کند و فعالیت های آتی خود ر به مثابه آن سازماندهی می نماید. به اینگونه که اگر در آینده اتفاق مشابهی در زندگی فرد رخ دهد، مغز با استفاده از اطلاعاتی که در گذشته در مورد آن موضوع خاص در خود ذخیره کرده، به تحلیل و بررسی موردی پرداخته و واکنش منطقی از خود نشان می دهد. تکرار برای سازماندهی تجربه های حسی به عنوان جزئی لاینفک در نظر گرفته می شود. تکرار همچنین برای آن دسته از فعالیت هایی که مغز به واسطه آن موقعیت خود را از لحظه ای به لحظه ی دیگر حفظ می کند نیز اهمیت دارد. اگر این بخش از مغز دچا ر آسیب شود، فرد با مشکلاتی مواجه می شود که از آن به عنوان خلل در "مدیریت موقعیت ها" یاد می شود. مطمئناً این ساختارهای مولد مغز که وظیفه ثبت وقایع تکراری را دارند باید در ذات خود دارای ماهیتی پویا، نافذ و حاوی قابلیت تاثیر گذاری باشند. یعنی همانطور که این ساختار اطلاعات حسی و رخدادهای شناختی و منطقی را تحلیل و بررسی می نماید، باید قادر باشد که یک منبع تعدیل و تبدل داخلی را تغذیه کند تا بعداً بتواند تجربه ی سیگنال ذخیره شده را به عینیت نزدیک کرده و از آن یک عکس العمل خارجی ایجاد کند.این امر کلیت قابل توجهی را در داخل این سیستم ایجاد می نماید که سرشار از انسجام در انجام امور است.

هماهنگی فعالیت های مغزی

تکرار وقایعی که در مغز رخ می دهد وجود فضایی را طلب می کند که در آن منبعی برای ذخیره سازی سیگنال های مرجع وجود داشته باشد. این سیگنال های مرجع به عنوان قالب اصلی تحلیل اطلاعات مختلف به شمار می روند. تصور بر این است که یک سری سیگنال های اصلی وجود دارند که مغز با استفاده از آنها سایر سیگنال های متفرقه را ارزیابی می کند. درست مانند حروف الفبا که قالب زبان را تشکیل می دهند و با استفاده از چند حرف محدود می توان بی نهایت کلمه ساخت. در مغز به هر سیگنال اصلی یک کد داده می شود و سپس رشته های عصبی آنها را داده نگاری می کنند. این سیگنال های کد گذاری شده یک قالب اصلی را مغز ایجاد می کنند که عمده واکنش های مغزی از روی آن الگو برداری می شود. این قالب کلی بر پایه ی بازه زمانی استوار بوده و بر طبق آن از خود واکنش نشان می دهد، دارای یک ساختار موضعی است، همایند گرایی می کند، سیگنال ها را موضع یابی می کند، اطلاعات را به بخش های مورد نظر انتقال می دهد، و نهایتاً واکنش های ارادی و غیر ارادی را به مکانی که لازم است می فرستد. این قالب اصلی کد گذاری شده وظیفه ی هدایت و سنجش ارتباطات و تعاملات بخش ها و منطقه های مختلف مغز را به عهده دارد. در این مورد می توان مثال گروه ارکستر را بیان کرد. هر یک از نوازنده ها که ساز خاصی را می زنند، به نوبه خود کار منحصر بفردی را انجام می دهند و در بازده کلی کار نقش بی شائبه ای را بازی می کنند. وظیفه ی هر یک از نوازنده ها با بقیه ی افراد گروه متفاوت است، اما نتیجه کار زمانی مورد پسند واقع خواهد شد که میان آنها یک انسجام و هماهنگی وجود داشته باشد. به همین دلیل نیاز به یک رهبر ارکستر دارند تا فعالیت های کل گروه را به طور همزمان کنترل کرده و آنها را در مسیر درست هدایت کند. از سوی دیگر هر یک از این نوازنده های سازهای مختلف موظف هستند که خودشان را با یک الگوی کلی و ریتم و توازن عمومی که رهبر ارکستر به آنها القا می کند، مطابقت دهند. زمانی شاهد یک ساختار موزون و کارامد هستیم که تک تک اجزاء با یکدیگر همکاری داشته باشند. همین فرایند مشابه، در مغز هم جریان دارد. می توانیم به مغز نام "رهبر ارکستر مجازی" را اطلاق کنیم. مغز تنها ارگانی است که هم عملکرد سایر اعضا را کنترل می کند و هم می بایست سازماندهی کل اجزای تشکیل دهنده ی خودش را به عهده گیرد. تنها در این حالت است که مغز می تواند از عهده ی کنترل و هدایت بدن به خوبی برآید. حال اگر بخواهیم که جایگاه اصلی این رهبر ارکستر مجازی را در مغز جهت یابی کنیم، می توانیم رهبریت مرکزی آن را در "تالاموس"، این سامانگر مجلل، نقطه یابی کنیم.

این روزها پژوهشگران بر این باورند که تجربیات حسی مکرر و با فراوانی بالا قادرند هرگونه تجربه ی حسی جدید، قطعه های داده ای اطلاعات و کل فعالیت های منطقی و فعالیت های ویژه ی حرکتی را سازماندهی کنند. همچنین گمان می رود که عوامل تکرار شونده ی با بسامد پایین مسئول فرماندهی و سازماندهی آن دسته از رویدادهایی هستند که تعداد دفعات تکرارشان پایین است اما به صورت دائمی در طول زمان تکرار می شوند و از استمرار بالایی برخوراد می باشند؛ مانند: کنش ور سازی عمومی بدن و فعال کردن ارگان ها،  چرخه خوابیدن و بیدار شدن، و حتی عملکرد سیستم ایمنی بدن و سیستم غدد مترشحه داخلی.

همه روزه نقش فراگیر زمانبدی در فعالیت های مغزی از سوی محققان مورد توجه بیشتری قرار می گیرد. "ردولفو لیناس" سال ها پیش در رساله ای در مورد این مطلب که "چگونه می توان آگاهی و هشیاری مغز را تشریح کرد" اظهار داشته است که:

"تلاش برای دریافت این مطلب که مغز چگونه کار می کند، امری است که در نگاه اول خیلی بحث برانگیز به نظر برسد؛ چراکه مغز به عنوان یک مرکز فرماندهی به شمار می رود که سازماندهی کل سیستم های عمومی بدن را به عهده دارد. شاید یکی از بخش های سازماندهی سیستم عصبی مغزی، که تصور می شود به طور خاص بر روی عملکرد داخلی مغز کار می کند، پیوند تودردر توی غشای تالاموسی(مایع خاکستری مغزی) است. از دیگر مواردی که در اینجا از اهمیت ویژه ای برخودار می باشد این است که تالاماکورتیکال در چرخه ی نرونی دارای اثر متقابل می باشد.

از این گذشته ارتباط میان حلقه های ویژه و عمده ی تالاموسی حاکی از این امر است که این بخش از مغز نه تنها به عنوان یک دروازه ی عبور برای ورود و خروج اطلاعات به داخل مغز مشغول فعالیت است، بلکه تالاموس به عنوان قطب فرماندهی فعالیت های مغزی به شمار می رود که با استفاده از قشرمغزی (کورتکس) با سایر کورتکس ها ارتباط برقرار می کند."

از سوی دیگر "رودولفو لیناس" و "فیلوس ترانس ر.سوک لوند بیول" در رساله ی علمی دیگری تحت عنوان "اساس هشیاری نرونی " (29 نوامبر 1998) توضیح می دهند که:

ممکن است چه اتفاقی روی دهد اگر این برنامه زمانبدی شده ی منسجم مغزی با مشکل مواجه شود؟ ما تجربه جالبی را با مشاهده کودکان ژاپنی برای خود بدست آوردیم. این کودکان در کلینیک تخصصی بیماری های مغزی بستری بودند. مشکل آنها بیماری هایی نظیر: صرع، تهوع و غش کردن پی تقریباً 5 ثانیه قرار گرفن در معرض نور تابان ریتمیک تلویزیون بود. تقریباً یک کودک از هر 5000 کودک به یک چنین مشکلی مبتلا می شود. البته دانشمندان هنوز به اتفاق آرا با این نظر موافق نیستند. آنها چیزهایی در مرود "غش نوری" می دانند و این امر برای مدت ها به این شکل مرسوم بوده است. در جمع بندی چیزی که در بالا گفته شد کاملاً واضح است که این موارد بچه های کوچک یک محرک خارجی ریتمیک نمی تواند به وسیله مغز تثبیت شود و در عوض تبدیل می شود به دامنه های نوسان بالا و بالاتر تا زمانیکه حمله شکل بگیرد و بیماری حالت شدید تری به خود بگیرد و کودک هشیاری خود را از دست بدهد.

با این توصیف می توان به طور کامل متوجه شد که ما تا چه حد فعالیت هایمان به حرکات ریتمیک ذهنمان وابسته است. تا زمانیکه به سازماندهی قوی مشغول به کار است، هیچ مشکلی احساس نخواهیم کرد اما زمانیکه این مکانیزم از کار می افتد، واقعاً همه چیز خراب می شود و دیگر قادر به انجام هیچ واکنشی نخواهیم بود! البته چنین واماندهی ها و ناتواناهایی ذهنی از جمله پدیده های نادر پزشکی محسوب می شوند. اگر چنین وضعیت یکپارچه ی ذهنی و سیستم کنترل مغزی وجود نداشت، به طور کلی بقای انسان ها از میان می رفت. حتی ظریف ترین اختلال ها در زمانبندی می تواند مشکلاتی را با خود به همراه داشته باشد که در نگاه اول غیر قابل درک به نظر برسد و جبران آن نا ممکن باشد.

"آنتونیو داماسیو" در کتاب خود اظهار می دارد که: "هر گونه نقص در مکانیزم زمانبندی به احتمال زیاد می تواند یکپارچگی و یا از هم پاشیدگی و فروپاشی جعلی مغزی را ایجاد می کند.با اتکا به این امر می توانیم اطلاعاتی در مورد این مطلب که وقتی افراد بر اثر ضربه ی مغزی دچار اغتشاش و سرگیجه می شوند، بسته به چه عاملی است. لازم به ذکر است که در برخی از علائم اسکیزوفرنی و سایر بیماری ها نیز نشانه هایی از آن دیده می شود." صفه 95

اخیراً "دیوید مک کورمیک" که با تیم تحقیقاتی خود سال هاست به طور اخص در مورد تعامل میان کرتکس و تالاموس تحقیق و بررسی می کنند، تصریح می دارد که:

شواهد و مدارک جدید گویای این مطلب هستند که "بی نظمی" باعث ایجاد تغییر و دگرگونی در عملکر نرمال حلقه ی تالاموکورتیکال شده و نهایتاً منجر به ایجاد  انواع مختلف اختلالات عصب شناختی می شود. آیا رمز گشایی این آهنگ موزون و هماهنگ می تواند به ما کمک که متوجه شویم که اساس این اختلالات حرکتی، دردهای مزمن، و یا حتی اختلالات عصب شناختی نادر به چه صورت است؟

یک مدل جدید برای آسیب شناسی روانی

ملاحضات فوق الذکر می توانند به عنوان عرصه ی نوینی برای ارائه ی یک مدل کاملاً جدید آسیب شناسی روانی به شمار روند. مدلی که با توجه به کمبودهای موجود در سیستم مغزی شکل می گیرد؛ این مدل توانایی های بیشتری نسبت به انواع مدل های داروشناسی مشابه خود دارد. در مدل های داروشناختی مغز هم به عنوان یکی دیگر از غدد درون ریز به حساب می آید. تئوری قدیمی بر این اصل استوار است که هر گونه اخلال و یا نقصی در ارگان های داخلی بدن (به ویژه غدد مترشحه داخلی) به دلیل کمبود و یا ازدیاد مواد تعدیل کننده ی عصبی ایجاد می شود. به همین دلیل سعی می کنند داروهایی را بسازند که به نحوی این کمبود یا ازدیاد را جبران کند. در آینده ای نه چندان دور چنین مدل های تک بعدی از عملکر مغزی که در آن چیزی پیچیده مانند سندرم تورت Tourette Syndrome بی پاسخ می ماند دیگری خبری نخواهد بود. و مدل های جدیدی که پیچیدگی پدیده شناسی وقایعی را که مغز در هر لحظه در حال تشریح و توضیح آنها ست را با هم منطبق می سازد جایگزین این مدل های تک بعدی می شود که که اعتیاد را به کسری دوپامین مصرفی و افسردگی را به کمبود مصرف سروتین نسبت داده می دهد.

در حال حاضر این مدل جدید در حال بررسی است. در  مورد مدل های تک بعدی پیشین همین بس که صرفاً جنبه ی تبلیغاتی داشته و تنها می توانند نظر بازار را به خود جلب کنند و بیشتر مورد استفاده ی شرکت های دارو سازی قرار می گیرند و هدفشان مجاب کردن بیماران و خانواده های آنهاست و هیچ اهمیتی به ارتباطی علمی و ایجاد سلامتی در بیماران نمی دهند. یک روانشناس بازاری ممکن است بگوید که شادابی و نشاط یک انسان از میزان دوپامینی تخمین زده می شود که در اطراف مغزش وجود دارد. اما در جایی دیگر یک پروفسور فیزیولوژی اعصاب که رویکردی علمی نسبت به مسائل دارد، در بررسی نقش پروزاک در مغز اظهار می دارد که درمان به وسیله ی پروزا را نمی توان به عنوان یک درمان قطعی در نظر گرفت، پروزاک فقط کاری می کند که مغز در حیطه ی کاربردی تر عمل کرده و در موقعیت بهتری قرار بگیرد. به منظور درک این مطلب باید سعی کنیم که مطالب بیشتری در مورد شیمی اعصاب موجود در مغز بدست آوریم. باید ببینیم که برنامه زمانبدی مغز به چه نحوی سازماندهی می شود و خاصیت بیو مغناطیسی آن به چه صورت است.

افول عملکرد مغز به عنوان یک سیستم کنترلی معمولاً به عدم توانایی در میزان کردن، تعدیل و سازماندهی اعمال مختلف نسبت داده می شود. این افول هم می تواند به دلیل اختلال در دریافت داده هایی که به صورت مکرر و زنجیره وار به مغز ارسال می شوند پدید آید و هم به دلیل بروز اختلال در دریافت سیگنال های ناپیوسته و مجزایی که به صورت متناوب به مغز ارسال می وشند پدید آید.ایده ای که در زیر این فرضیه وجود دارد در حال حاضر مورد توجه کلیه کانون های علمی در سراسر جهان قرار گرفته است. البته باید اظهار داشت که پیشرفت های بالینی متعددی نیز در این زمینه بدست آمده است و تا کنون دانشمندان چندین مدل متفاوت را در مورد آسیب شناسی عصبی ارائه داده اند.

اما در این میان قشر گسترده ای از روانکاوهایی که به روان شناسی سنتی پایبند هستند در حال گرویدن به آخرین مدلی که در بالا به آن اشاره کردیمف هستند؛

در این خصوص "جیمز گراتستاین" در مقدمه ای به "الن شورز" با نام "تاثیرات سازماندهی مغزی و خاستگاههای فردی" اینطور می نویسد که:

برای رسیدن به یک درمان قطعی به طور حتم باید اختلالات را در غالب اضطراب نیز بررسی کرد، مانند اختلالات استرسی، ترس، تشویش، مالیخولیا و اختلالات شخصیتی مانند عدم ثبات شخصیتی، وسواس، اسکیزوفرنی (جنون جوانی) و خیلی بیماری های دیگر. هر چه علم به جلو پیش می رود، محققان بیشتر به این نتیجه پی می برند که دلیل ایجاد این بیماری ها از همین عدم وجود تعدیل و تنظیم مغزی نشئت می گیرند.

درمانی مطابق با مدل ارائه شده

در حال حاضر تشخیص داده شده است که علم پزشکی نیاز مبرم به تحقیق و بررسی در مورد سیستم تعدیل و نظم دهی مغزی - گیجگاهی دارد و همین عامل باعث شده که محققان را به این کار واداشته و به واسطه ی آن بتوانند داروهای بهتری را تولید و روانه بازار نمایند و همچنین در عمل های جراحی موفق تر و هدفمند تر عمل کنند. با این وجود باز هم تکنیک هایی هستند که به طور مستقیم مشکل عدم تنظیم مایع مغزی را نشانه می گیرند. در این تکنیک ها مغز را اموزش می دهند که خودش تونایی تنظیم کارهای خودش را به عهده بگیرد. شالوده ی بنیادین این تکنیک بر پایه این اصل استوار است که با وجود اینکه ممکن است در بسیاری از سیستم ها و مکانیزم ها نقایص و مشکلاتی پدید آید اما باز هم سیستم قادر به انجام کارهایی است که تا حدودی بازدهی مثبت در بر دارد. ما هیچ وقت بر این عقیده نیستیم که یک سیستم یا باید از عهده انجام تمام امور موفق بیرون بیاید یا اینکه بهتر است هیچ کاری انجام ندهد. اگر بتوانیم از مغز کوچکترین واکنشی را دریافت کنیم آنرا به عنوان یک موفقیت در نظر خواهیم گرفت. می توانیم بر روی همان واکنش ناچیر و ناقص کار کنیم و در دراز مدت عملکر آن را بهبود بخشیم. این درست همان فرضیه ای است که کل تحقیقات در مورد بازخورد عصبی بر روی  آن استوار می باشند. ما واکنش های مداوم مغز را توسط نوار مغزی (EEG) نمونه برداری می کنیم و بعد سعی می کنیم که آنرا به چالش واداریم تا عملکر خود را به صورت مشخصی تغییر دهد و  EEG بعدی متفاوت تر باشد.

در هر موردی که مغز توانست نسبت به آن موقعیتی که ما می خواهیم خودش را نزدیک تر کرده و واکنش درست نشان دهد، بیمار را تشویق کرده و به او پاداش می دهیم تا با این کار احتمال تکرار مجدد را افزایش داده باشیم. از این اصل به عنوان "قانون تاثیر پذیری" تورندیکز یاد می شود و زیر بنای اصلی روانشناسی بالینی مدرن نیز بر روی همین اصل استوار است. به مرور زمان مغز رفتارهای جدید را یاد می گیرد و به مثابه آن ما شاهد آن هستیم که رفتارهای ارگانیسمیک هماهنگ تری را از خود بروز می دهد. شواهد بالینی بسیار زیادی پیدا شده اند که گواه کارامد بودن این رویکرد هستند. البته تحقیقات در این زمینه از وسعت زیادی برخوردار است اما موارد، مشابهت های زیادی با هم ندارند. محققان با توجه به تست های آموزشی EGG که واکنش مغزی را را در مراحل مختلف فرایند بهبودی ثبت می کنند،اطلاعات زیادی را بدست آورده اند. چنین تاثیرات بالینی به ما هشدار می دهد که باید چهارچوب بحث آسیب شناسی اعصاب را تغییر داده و راه درمانی را انتخاب کنیم که هماهنگ و سازگار با مشکل مغزی باشد که بیمار با آن دست و پنجه نرم می کند.

با این وجود هنوز هم در ک ما از سیستم عملکرد مغزی و نرم افزارهای موجود درمغز کامل نیست و تنها راه رسیدن به نتجیه کمک گرفتن از نرم افزارهای موجود در داخل مغز است. این امر ما را هدایت می کند به سمت بازگشایی امکانات جدیدی که چیزی جز سلامتی درمان برخی از اختلالات درمان نشدندی و مشکل آفرین برای جامعه را در بر نخواهد داشت.

شواهد بالینی پیرامون تاثیر بخش بودن این رویکرد، در حال حاضر 80 مبحث مختلف بالینی را برای تحقیق و بررسی پیش روی محققان قرار داده اند. تاثیر پذیری و گنجایش مغز برای پاسخگویی به تکنیک های خود تعدیل سازی  همچنین آموزش های  EGG رنج وسیعی از اطلاعات را در مبحث روان شناسی بالینی در اختیار پژوهشگران قرار داده اند. چنین سودمندی های بالینی به عنوان آخرین منبع اتصال زنجیره ی بحثی است که ادعا می کند وقت آن رسیده است که چهارچوب علم آسیب شناسی روانی به عنوان اولین عامل عدم تعدیل در هم شکسته شود و دانشمندان را به تکاپوی یافتن راههای درمانی بیندازد که کاربردی تر باشند؛ و این شیوه ی نوین چیزی نخواهد بود جز تعلیم و آموزش مستقیم و پشتیبانی و تقویت مغز برای اینکه این قابلیت را پیدا کند تا خودش بتواند خودش را تعدیل و تنظیم کند.

آفرین بر خدایی که بهترین آفریننده است!

 

دلسوخته

 

   1      2      3    >>